104آقا ضياء عراقى، پس از نقل روايت دعائم الاسلام، مبنى بر ناروايىِ ورود كافران به منطقۀ حرم مىنويسد:
(و تنقيح المناط يقتضي الحاق حرم النبيّ صلى الله عليه و آله و بقيّة الأئمة عليهم السلام بل والمشاهد المعظمة، و حرم الزهراء عليها السلام» . 1«تنقيح مناط (دست آورى ملاك) اقتضا دارد پيوست دادن حرم پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان عليهم السلام، بلكه ديگرمشاهد بزرگ وحرم حضرتزهرا عليها السلام را [ به حرم مكه ] .»
بايد ديد مقصود ايشان ازاين تنقيح مناط چيست؟ و اساساً جاى تنقيح مناط هست؟
آيا با وجود ويژگيهاى فراوانى كه محدودۀ حرم مكه دارد، حتى براى مسلمانان، تا چه رسد به كافران؛ مانند جايز نبودن ورود بدون احرام و كندن درخت و. . . مىتوان اين ويژگىها را ناديده گرفت و با يك ملاك و معيار احتمالى حكمى را كه براى محدودۀ حرم مكه آمده، آن را به حرمهاى ديگر نيز سريان داد؟
فقيهان ما، پيوست حرم امامان به مسجدها را در مسألۀ حرام بودن ورود جنب به آن، مورد ترديد قرار دادهاند، 2آنهم به اين دليل كه چون اين حكم براى مسجد است، شايد عنوان مسجد ويژگى داشته باشد كه نتوان آن را به غير مسجد گستراند، با آنكه همانندىِ حرم امامان عليهم السلام با مسجد، بيشتر است و امكان مشترك بودن ملاك و مناط بهتر.
حفظ حرمت و رعايت مكانت و جايگاه اين مكانهاى مقدس امرى است ضرورى، و بدون ترديد بايد با برنامه ريزىِ درست، به هنگام ورود گردشگران و جهانگردان غير مسلمان بر آن پاى فشرد.
وقتى در همانندىِ حرم امامان با مسجد ترديد باشد، چگونه مىتوان حرم امامان را با حرم مكه كه سرزمينى است با احكام و آيينهاى ويژه، يكسان دانست. شايد به همين خاطر است كه صاحب جواهر از همانندى با تعبير احتمال (يحتمل) ياد مىكند و همان را نيز با وجود سيرۀ عملى مخالف، سست مىكند.
بنابراين، صرف نظر از آنكه اصل ممنوع بودن نسبت به حرم مكه نيز جاى گفتوگو دارد، همسان دانستن حرم امامان عليهم السلام به آن حرم، هيچ دليل ندارد.