85از قرنطينهاى آورده كه به هنگام بازگشت از حج، در شهر لفورن ايتاليا بدان تن در داد.
او از اين قرنطينه، توصيف دقيقى به دست مىدهد و مىگويد:
«ما را به قرنطينه بردند و ما در آنجا به گروهى از بزرگان فاس برخورديم. مفهوم قرنطينه در ميان ايشان آن بود كه هر كس از دريا مىآمد چهل روز حبس مىشد، پس از سى روز شخص را آزاد مىكردند و ده روز بعد كالاهاى او را، كه روى هم مدّتى برابر با چهل روز مىشد. و در اين ميان تفاوتى نداشت كه اين شخص مسيحى بود يا از بزرگان ايشان يا از جملۀ مسلمانان. دليل اين بازداشت همراه با آلودگى، آن بود كه مرگوميرها بر اساس سرايت اين بيمارى بود، نه سر رسيدن اَجَل - چنانكه اهل سنّت مىپنداشتند - اين قرنطينه دو گونه بود: يا در ساختمانى زيبا كه محلّ نگاهدارى بزرگان بود كه ما و مردم فاس را در چنين ساختمانهايى نهادند، يا در جايى كثيف كه مردم دونپايه را در آنجا مىانداختند و در آنجا مسيحى يا مسلمان بودن تفاوتى نداشت.
مقصود آنها از اين قرنطينه آن بود كه احتمال مىدادند شخص مسافر، مبتلا به وبا باشد و اين بيمارى در ميان آنها سرايت يابد و آنها را باور بر اين بود كه بر اثر اين سرايت مىميرند، نه در پى سر آمدن اجل. در ميان آنها قرنطينه قانون بود تا جايى كه يك بار دختر سلطان ايشان براى ديدن مادر خود از راه دريا نزد ايشان آمد، كه او را نيز بيست روز قرنطينه كردند. 1ابن طوير پس از اين توصيف دقيق روشن مىكند كه تشكيلات قرنطينه تنها به مسيحيان اختصاص نداشته، بلكه سرزمينهاى اسلامى را نيز كه او ديدن كرده، دربر مىگرفته و او دليل اين پديده را ضعف اسلام در اين سرزمينها مىداند. قرنطينه موجب ننگ مسلمانان بوده و هركه از مردمان تونسِ سرسبز يا مصر كه از راه دريا مىآمده مجبور به تحمّل قرنطينه بوده است، «إِنّٰا لِلّٰهِ وَ إِنّٰا إِلَيْهِ رٰاجِعُونَ» آرى، اسلام در مصر و اسكندريه و طرابلس ضعيف بوده، ولى دليل اين ضعف، مسيحيان بودهاند نه مسلمانان.
در اين سرزمينها ميان مسيحيان و يهوديان و مسلمانان تفاوتى نبوده است؛ زيرا همگى بدون هيچ تفاوتى يك جامه بر تن مىكردهاند، ولى اين مسيحيان مصر بودند كه اگر كسى از سرزمينهاى مبتلا به وبا مىآمد به قرنطينه مىانداختند؛ چنانكه با ما و مصريان همراه ما نيز همين رفتار را داشتند. 2