67سال 1252ه. / 1836 و 1837 م كه تنها خواص، سوار آن مىشدند و در سال 1254ه. /1838/1839 م تنها برخى از مردم مراكش و حاجيان رباط الفتح به همراه مردى از كشور ما بر اين كشتى سوار شدند. كرايه هر نفر نود ريال بود. مسؤول كشتى شرط مىكرد كه بايد همه پاكيزه باشند و جامۀ نو پوشيده باشند و توشه سفر با خود نداشته باشند و او خود براى هر فرد توشههايى را با خود برمىداشت 1و خود آنها را تأمين مىكرد. 2از آن هنگام حاجيان به وسيلۀ نقل و انتقال منظّم و سريعى دست مىيافتند كه مدّت سفر و هزينههاى آن را كاهش مىداد 3و در برابر دشوارىها و خطرهايى كه پيشتر در كمين بود، آنها را در امان قرار مىداد؛ دشوارىهايى همچون پستى و بلندىها، گرماى شديد و سيل در كنار يغماگريها و راهزنيها، ولى اين بدان معنى نبود كه سفر حاجيان كاملاً آسان شده باشد؛ زيرا حاجيان در سفر دريايى نيز با دشواريها و رنجهايى روبرو بودند كه سختى آن از سفرهاى خشكى كمتر نبود.
بيرحمى طبيعت
برخى از نويسندگان در سفرهاى دريايى خود، سخن از شرايط دهشتناك طبيعت به ميان آوردهاند و اين هنگامى بود كه دريا تلاطم مىيافت و كشتىهاى حامل حاجيان با طوفانهاى سركش و تلاطم امواج توفنده در معرض خطر قرار مىگرفت. پارهاى از اين نويسندگان در توصيف اين شرايط وحشتزا سخن به اجمال گفتهاند و آنچه آوردهاند، از يك يا دو سطر در نمىگذرد، همچون اشاره حسن غسّال هنگام سخن از سفر دريايى خود، هنگام بازگشت از اسكندريه. او مىگويد:
«طوفان و باران و تلاطم دريا فزونى يافت و كار تا بدان جا سخت شد كه نزديك بود غرق شويم» 4نيز همچون توصيف طيب بن كيران از سفر خود آنجاكه از بازگشت خود مىگويد: «در راه از الجزائر گذشتيم و در لنگرگاه آن دو روز مانديم و چون از آنجا رفتيم بهسبب فزونى طوفان وتلاطم دريا كار برما چنداندشوار شدكه نزديكبودغرق شويم» ، 5نيز همچون سخن سبعى هنگام گفتگو از كشتىاى كه او را به مكّه مىبرد: «دريا متلاطم شد و تلاطم آن رو به فزونى نهاد و آب به كشتى راه يافت تا آنجا كه برخى از حاجيان به من گفتند كه چند كالا از جمله قرآن و چند شمع و مقدارى زغال ايشان گم شد.»