186نظير اين روايت، روايت ديگرى است كه برخى آوردهاند و گفتهاند:
«اُمّي و اُمّك في النّار» 1كه با پاسخى به روايت اول جواب اين روايت نيز واضح و آشكار است.
ثعالبى در بيان آيۀ شريفه : إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللّٰهِ. . . 2آورده است كه عدى بن حاتم از رسولخدا صلى الله عليه و آله سؤال كرد با توجه به اينكه پدرم حاتم طائى اهل بخشندگى و دسگيرى ضعيفان و رسيدگى به محرومان بود، وضعيت او در عالم ديگر چگونه است؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: پدر تو و پدر من و پدر ابراهيم خليل در آتشاند، آنگاه در اين رابطه اين آيۀ شريفه نازل شد: إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللّٰهِ. . . .
اين روايت نيز از جهات مختلفى مخدوش بوده و آثار جعل و وضع بر آن نمايان است.
اولاً: چنانكه محقّق كتاب در حاشيۀ آن يادآور شده است، اين آيه هرگز قابل تطبيق بر پدر پيامبر و نيز حاتم طائى نيست؛ زيرا آنها در زمان اسلام نبودند تا «صّد عن سبيلاللّٰه» كنند و هيچكس نيز چنين اتهامى را متوجه آنان نكرده است.
بسيار روشن است كه آيات، مربوط به كسانى است كه در زمان بعثت بودهاند و با رسول گرامى اسلام مبارزه مىنمودند.
ثانياً: پيشتر با دلايل فراوان اثبات كرديم كه پدر ابراهيم خليل در آتش نيست. آزر جدّ مادرى يا عموى حضرت ابراهيم بوده است. بنابراين، اگر اصل روايت ثابت مىبود، بايد با اين قرينه كلمۀ «صدّ عن سبيلاللّٰه» نمود، ابولهب است.
روايات ديگرى نيز در اين رابطه ذكر شده كه در كتب مفصل مورد بحث و بررسى و مناقشه قرار گرفته است و ما براى رعايت اختصار از آن مىگذريم.
آنچه مايۀ شگفتى است، اين استكه همۀ فرق و اديان در ذكر فضايل و مناقب انبيا و نيز كسانى كه آنها را از اولياى خدا مىدانند، سعى و تلاش وافر دارند و حتى محدّثين اسلامى نيز در كتاب فضائل، كه در بارۀ فضائل و مناقب صحابه است، سختگيرى كه در ساير ابواب دارند، اعمال نمىكنند، ولى برخى نسبت به اجداد رسولاللّٰه صلى الله عليه و آله با اين همه دلايل و شواهد، چطور اصرار دارند كه عيب بزرگ «كفر و شرك» را براى آنها اثبات كنند.
اين همه، در حالى است كه براى اثبات ايمان حنفا؛ مانند ورقة بن نوفَل و امثال او