178آنهاست. از اين روى، به خاطر شرافت مقام نبوت و نيز براى جلب توجه مردم و عدم گريز و نفرت مردم از دعوت الهى پيامبر، او از پدر و مادرى متولّد مىشود كه به كفر و شرك شهرت نداشته باشند. البته اين سخن را مىتوان در كنار ساير استدلالها مؤيد اين ادعا ذكر كرد.
ابوالفتوح رازى مىنويسد:
پدران پيغمبران تا به آدم، همه مؤمن بودهاند به دليل قرآن و عقل. امّا دليل عقل آن است كه: معلوم است كه اين معنى منفّر باشد در حق ايشان از اجابت دعوتشان و قبول قول و امتثال امرشان، و هرگاه ايشان دعوت كنند كافران را به اسلام، كفر بر ايشان عيب كنند، كافران گويند: اين عيب در شما و نسب شما حاصل است. ديگر اينكه خداى تعالى مشركان را نجس مىخواند و آنكه او را به پاك كردن پليدان فرستاده باشد، نبايد كه او ناپاك زاده بود. . .» . 1در حاشيۀ سيرۀ حلبى از فخر رازى اينگونه نقل شده است:
«إنَّ أبواي النبيّ صلى الله عليه و آله كانا على الحنيفيّة، دين ابراهيم، كما كان زيدبن عمروبن نفيل و اضرابه، بل انّ آباء الأنبياء ما كانوا كفّاراً، تشريفاً لمقام النبوّة، و كذا امّهاتهم. . .» 2ماوردى در اعلام النبوّه مىنويسد:
«لمّا كان أنبياءاللّٰه صفوة عبادهة و خيرة خلقه، لما كلّفهم من القيام بحقّه و الإرشاد لخلقه استخلصهم من أكرم العناصر و اجتباهم بمحكم الأوامر، فلم يكن لنسبهم من قدح و لمنصبهم من جرح، ليكون القلوب أصفى و النفوس لهم أوطاء. . . اِنّاللّٰه استخلص رسوله من أطيب المناكح و حماه من دنس الفواحش و نقله من أصلاب طاهرة الى ارحام منزّهة» . 3شواهد تاريخى
وجود گروههاى موحّد در ميان عرب، پيش از اسلام، مورد قبول همۀ مورّخان است، گاه آن را «حنفا» و گاه «موحّدين» مىناميدند. برخى از آنها كه نامشان در تاريخ آمده است، عبارتند از: ورقة بن نوفَل، زيد بن عمرو بن نُفيل، نابغۀ جعدى، قسّ بن