141
به پيش روى من اينك مقام است
* * *
نمىخواهم كسى نزدم نشيند
بگو آينه هم رويم نبيند
ز تن مرغ دلم بيرون پريده
نشسته در حرم تا دانه چيند
* * *
خدايا! اين من و اين خانۀ تو
* * *
به بيرون از حرم آواره بودم
* * *
خدايا! روضۀ رضوان من كو
* * *
فضاى كعبه امشب پر طنين است
* * *
به دور افكندهام نام و نشانم
* * *
حَجَر را استلامى چند كردم
* * *
نشستم در كنار چاه زمزم
* * *