154را داديم و حال ميرحاج زياده از قدر معهود طلب مىنمايد و مقدور نيست كه بدهيم. فكرى در اين باب بكن. مستوفى و ميرزا شجاع به سيد بقيه! كه از اجلّۀ سادات و اشراف بود متوسل شده، به امداد او از ميرحاج مفارقت اختيار، و داخل مدينه مشرّفه شدند. ميرحاج در مدينه يك مرتبه سعى و اهتمامى نمود كه شايد اين جماعت با او رفيق شوند، راضى نشده از درمه و كرايه گذشته، به ميرحاج و حملهدار انعام نموده به راه «بحر» مراجعت نمودند.»
در واقع آنان از همان راهى كه رفته بودند بازگشتند. ميرمحمد سعيد مشيزى كه راه لحسا را انتخاب كرده در بارۀ بازگشتش بعد از مصيبتها و سختىهاى فراوان مىنويسد: «و فقير الحقير محمد سعيد، با مير حاج عازم لحسا و از راه شيراز به كرمان آمد و ايشان به مخاء يمن آمده، مدتى در آنجا توقف نموده بودند كه موسم حركت بندر عباسى شود. و در موسم، چهار فرنگى پول نموده، وارد بندر مسقط و چون ميرزا شجاع و عيال و اطفالش از سفرِ بحر مكدر شده بودند، به راه باديه متوجه، و از بندر شهر، و صبا، به بندر كنگ آمده، به تاريخ يومالاحد 14 شهر ذىقعدةالحرام 1090 داخل كرمان شدند. و از رفقاى ايشان [ تعدادى ] بدين موجب وفات يافته بودند.» وى در ادامه نام افراد فوت شده را آورده است.
اما سرنوشت مستوفى: «و مستوفى چون از بندر مسقط به كشتى نشسته بود، در بندر عباس از بيرون آمده باز راه لار، با ميرزا سعيد ولد ميرعليرضا و اشرف ولد مقيم و چند جهاز نفر ديگر، به تاريخ يومالأحد 4 شهر ذى حجّةالحرام سنۀ مزبور - 1090 - داخل كرمان شده، مستوفى مذكور بيمارى بسيار كشيده هنوز رنجور است و شرح احوال سفر و آنچه در بحر و برّ برايشان واقع شد، مناسب اين سياق نيست. و اين چند كلمه كه بر سبيل اجمال نوشته شده از اين راه بود كه چندان نامناسب نمىنمود. ملخص سخن اينكه در اين سفرِ خير اثر، به علت بدسلوكى اعراب، ضرر بسيارى كشيده بحمداللّٰه سلامت داخل منزل شدند.» (تذكرۀ صفويه، ص 476 - 479) .
بيمارى جناب مستوفى ادامه يافت بهطورى كه با اجازۀ شيخ على خان زنگنه براى معالجه واستراحت، قريب هشتماه به شيراز رفت و بعد از معالجات فراوان در حالى كه هنوز آثار آن رنجورى كه