152در ارتباط با عنوان بالا، چند خبر كوتاه در اين اثر آمده است كه مؤيد دشوارىها و مشقتهاى زائران ايرانى است كه در روزگار صفوى به عشق زيارت بيت اللّٰهالحرام و حرم نبوى عازم حرمين شريفين مىشدند.
محمد سعيد يكبار از سفر خود ياد مىكند. اماپيش ازآنازميرزا شمسالدين محمد مستوفى ياد كرده است كه لازم بود براى رفتن به سفرحج ازاعتمادالدولۀ وقت؛ يعنى نخست وزير آن زمان شيخ على خان زنگنه اجازۀ سفر بگيرد و چنين كرد: «ميرزا شمسالدين محمد مستوفى چون ارادۀ طواف بيتاللّٰهالحرام را در خاطر مخمّر ساخته بود و عريضه به شيخ على خان اعتمادالدوله دراين باب مرسول، و رخصت نامچۀ او را ميرزا عبدالباقى برادرش كه در اردوى مُعلّى بود، آورد. به تاريخ يومالسبت 6 شهر شعبانالمعظم 1089، از بلده به باغ شاهآباد نقل مكان و در سه شنبه، 9 شهر مزبور از آنجا روانه شدند.»
روشن بود كه وقتى شخصيتى براى سفر بيت اللّٰهالحرام عزيمت مىكرد، شمار زيادى از صاحب منصبان و تودهها با او همراهى مىكردند تا از مزاياى وجود او براى تأمين امنيت خود و ساير مسائل بهره ببرند. مير محمدسعيد خود از همسفرهاى اوست و در اين باره چنين ادامه مىدهد: «ميرزا شجاع خبيصى نيز با كوچ و متعلّقان خود نيز رفيق و عازم زيارت بيتاللّٰهالحرام شد. راقم حروف محمد سعيد ميرشهاب نيز از خدمت عاليجاه دستورى مرخّص و به رفاقت مستوفىروانه ودر21 شهررمضانالمبارك بندركنگ و در4 شهرشوالازبندر، داخل جهازِ - كشتى - عبدالشيخ كنگى و در 6 شهر ذى قعدةالحرام داخل بندر قنفذه كه از بنادر حجاز است شده، دو يوم در آنجا توقف، در روز ششم داخل مكه معظمه شديم. (تذكرۀ صفويه، ص 468) .
مير محمد سعيد در ذيل وقايع سال بعد؛ يعنى سال 1090 خبر بازگشت اين قافله را داده و اطلاعاتى در بارۀ مشكلات مسير در برخورد با اعراب باديه نشين عنوان كرده و گفته است كه قافله سالاران تصميم گرفتند تا از راه شام به ايران بازگردند: «در هنگامى كه مير شمسالدين محمد مستوفى و ميرزا شجاع خبيصى و رفقا از طواف كعبۀ معظمه فراغت حاصل و در تدارك مراجعت كرمان بودند، با يكديگر در اين