198ايرانيان به مكه، مجموعهاى از سخنرانىهاى تلويزيونى دربارۀ حج اسلام برگزار شود كه موافقت شد، در اين خصوص ديدارهايى در عالم فرهنگ با مرحومان آقايان سيد محمد بهشتى، مرتضى مطهّرى، محمدتقى جعفرى، سيد مرتضى شبسترى، سيد غلامرضا سعيدى، احمد آرام و. . . داشتم، همه از طرح استقبال كردند، چند موضوع انتخاب شد: فلسفه حج، احكام حج، تاريخ و جغرافياى حجاز، راهنمايى پزشكى و مسائل زيستى و اخلاقى. هرچه پرس و جو كردم كه فردى را بيابم تا دربارۀ «تاريخ آثار حجاز» با او مصاحبهاى داشته باشم، نيافتم. . . .»
(تصوير 22)
مرحوم نجفى از همين جا كار را آغاز مىكند و مىگويد:
«غربت مدينه دهان گشود، جانم را همچون جامهاى پوسيده در صحرايى نهاد و بر آن آتش انداخت. . . .
چند ماهى نگذشته بود كه در بيابانهاى حجاز ايستادم. . . به بادى مىماندم كه بىآنكه جايى را بشناسم مىتاختم. بىآنكه بدانم به كجا بايد بروم. به خاكى مىماندم كه پراكنده مىشدم.
كار آكادميك را در مدينه و از خانۀ ابوايّوب انصارى آغاز كردم. . . سالها تحقيق كردم تا يافتم چه چيزهايى وجود داشته و در صدههاى بعد آثارى از آن حفظ