199شده است، ولى وقتى خواستم آنها را بيابم بيش از بيست سال طول كشيد تا نشانىهاى قديمى آنها را در مناطق و روستاها و شهرهاى مهم حجاز جستجو كنم. . . .»
مرحوم نجفى با عشق و شورى خاص سالها در بيابانهاى مكه و مدينه تردّد داشت و به دنبال آثار پيامبرخدا صلى الله عليه و آله مىگشت تا آنها را بشناسد و سپس به مردم بشناساند.
از چند سال پيش كه از نزديك با وى آشنا شدم، در بيشتر جلسات، هرگاه نام مدينه را مىآورد اشك از ديدگانش جارى مىشد؛ بهطورىكه گويى از عشقى شديد مىسوزد. او نزديك به ده روز در منطقۀ غدير خم حضور يافت و از آنجا گزارش و فيلم و عكس تهيه كرد.
در يك شبِ به ياد ماندنى كه براى عرضۀ كار جديدش؛ يعنى «مصحف ايران» توفيق شرفيابى به محضر رهبر معظم انقلاب حضرت آية اللّٰه خامنهاى را يافت و نتيجۀ تحقيق خود دربارۀ غدير را به معظم له تقديم مىداشت و هنگام شرح چگونگى تهيّۀ آن، اشك از ديده فرو ريخت.
و وقتى كار قرآنىاش، كه منعكس كنندۀ يك هزار سال تاريخ كتابت قرآن همراه با نمونه كارهاى هنرى، تذهيب، جلد و ديگر ويژگىهاى قرآنهاى خطى بود، به مقام معظم رهبرى ارائه داد، از سوى معظمله مورد تشويق قرار گرفته و معظم له از سليقۀ او در تهيّۀ مصحف تمجيد فرمودند، نكاتى را نيز به نامبرده يادآور شدند، كه پس از آن جلسه چندين مرتبه اظهار داشت: همۀ آن نكات را اعمال خواهم كرد و حدوداً چند ماه قبل از رحلتش با خوشحالى مىگفت: همۀ آن نقطه نظرها را پياده كردم كه اميد است اين اثر ارزشمند و به ياد ماندنى به زودى چاپ شود.
تمام عشق او مدينهشناسى بود، طريق هجرت را كه خود چندين مرتبه آن را وجب به وجب پيموده بود، اخيراً آمادۀ چاپ كرده و پيش بينى مىكرد اين مجموعه به شش جلد برسد.
مرحوم نجفى كارهاى گروهى را فردى انجام مىداد و موفق هم بود، مجموعهاى از عكسها، فيلمها، كتب و آثار خود را نيز به دفتر مطالعات و تحقيقات وزارت امور خارجه واگذار كرد و به همّت والاى برادر بسيار ارزشمند و گراميم جناب آقاى صادق