179و همكارى كنند كه همۀ سعودىها اين كارها و خدمات را وظيفه و خدمتى مقدّس مىدانستند. كاركنان ما هم هيچ كدام اهل رياض نبودند و طبعاً در حجاز نيز نزد خانواده خود مىرفتند. موقع سفر چند نفرشان آدرس و تلفنهاى منازل خود را دادند كه اگر قصد تشرّف به حج را داشتم منزل آنها بروم. مسافرت با فشردگى برنامه پروازهاى هوايى داخلى هم مشكل شده بود و براى من هم با دو فرزند كوچك چهار ساله و هشت ماهه، سفر زمينى بيش از هزار كيلومترى كه هنوز هم آسفالت نداشت مشكل بود.
ابوفريد كه معاون مالى و ادارى وزارتخانه بود، هنوز در رياض بود. از او بليط هواپيماى جده را خواستم خيلى تلاش كرد تا بالأخره موّفق شد در جدّه كه پياده شديم، قصد گرفتن اتاقى در هتل داشتيم بىنتيجه بود. بالأخره از بين كاركنان سعودى خود كه اصلاً اهل مكّه بودند يك نفر (عُمر جفرى) را انتخاب و تلفن كردم. محلّى در جده قرار گذاشت و بعد از كمتر از ساعتى با يك اتومبيل آخرين سيستم به سراغمان آمد و از راههاى كنار گذر جدّه به محلّى كه امكانات شست و شو و مسجد گِلى قديمى داشت رفتيم و محرم شديم و مراسم حج تمتعّ لذّت بخشى را آغاز كرديم و جالب آن كه جفرى با اتومبيل ما را به پشت ديوار خانه خدا برد و منتظر ما ماند تا مراسم طواف و سعى صفا و مروه را به جاى آورديم دو زن سودانى بلند قامت فرزندان ما را بر دوش گرفتند. حضور اين كودكان در مراسم حج امرى عادى نبود. از جوار خانۀ خدا با اتومبيل به منزل جعفرى رفتيم. خانۀ مجلل چند طبقه و خانودادۀ بزرگى بودند و غذاى مفصّلى هم تدارك ديده بودند. خانم و بچهها در مجموعۀ زنانه و من هم در مجموعۀ مردانه. . . و ادامه مراسم حج. . . كه شرح مفصل دارد. . . از جمله استعلام از فقهاى ايرانى در عرفات راجع به حج بچهها، و مرحمت ومحبت يكى از كاروانهاى ايرانى و. . . در اين سفر موفق نشدم طرح جامع توسعۀ حرم را ببينم كه آن هم در سفر حجّ طولانى عمره كه براى تهيه اوّلين نقشۀ هوايى مكه به حجاز آمديم، با عمر عزّم مهندس شهرساز معروف آشنا شدم و از جملۀ توصيههاى من اين بود كه بخشهايى از محدودۀ خانۀ خدا را به سبك و روال قديمى و تاريخى آن نگاه داريد كه ظاهراً پذيرفت ولى عمل نكرد، در همين دورۀ حج عمره باران سيل آسايى آمد و وادى فاطمه را فرا گرفت. نقشه هوايى شهر مكّه هم اوّلين نقشهاى بود كه از سوى سازمان نقشهبردارى . D. S. A سعودى چاپ مىشد. چون هنوز