175عدم توجه به مدارك تحصيلى بالا و مدرك گرايى بود، امّا دو تن از كاركنان بعداً تحصيلات خود را تا مرحلۀ دكترا ادامه دادند.
- از بدو ورود، يك نفر مترجم داشتم كه اصلاً اردنى و نقشهكشِ خوبى هم بود و انگليسىِ سطح بالايى داشت هر چند زبان عربى را خوب مىفهميدم امّا سعودىها نمىدانستند و تا يك ماه - چهل روزى ضمن قرائت روزنامههاى عربى - كه همه روزه روزنامههاى روز را روى ميزمان مىگذاشتند و چاى (شاى) و روزنامه مجّانى بود - در منزل و گفتوگو با كسبهاى كه مرا نمىشناختند، تمرين لهجه مىكردم تا يك روز صبح لب به عربى باز كردم كه همه حيرت زده شدند و حتى در ساختمان خودمان و تمام ساختمان وزارت نفت مىگفتند خبير. . . ديشب خواب نما شده و امروز عربى خوب حرف مىزند. البتّه ادعايى در زبان عربى ندارم چون ادّعاى كوچكى نيست.
- به تدريج طيف دستگاهها نيز كامل شد و چون جاى هر دستگاه در مجموعۀ 36 اتاق كوچك و بزرگ ساختمان تعيين شده بود (با تاريك خانههاى عكاسى و بايگانى فيلمهاى هوايى كه از دكتر ولاندر سوئدى هم خواسته شد كه با يك سفر كوتاه سينكهاى بين ديوارى را تأييد كند) .
(تصوير 13)
دستگاه بزرگ دوربين كليمش در حال مونتاژ است.