155باشند، ممكن است جانشان را از دست بدهند. 1مير سيد احمد هدايتى در رابطه با بدى راهها و نبود امكاناتِ لازم مىنويسد:
. . . چهار ساعت به غروب مانده، قافله حركت كرد و تا غروب در يك درۀ عريض صعود مىنموديم كه كف آن رمل غلطان و طرفين آن تا چشم كار مىكرد مستور از اُمّ غيلان و انواع و اقسام درختهاى كهن جنگلى بود. اول شب رسيديم بهپاى كوهِ بسيار مرتفعى كه از معبر خيلى تنگ و ناهموار و پرپيچ و خمِ آن بايد بگذريم.
مسافرين را تماماً پياده كردند و شترها را در يك قطار رديف نمودند. اين كوه موسوم به «جبلغاير» است و به همين مناسبت اين راه از مكه به مدينه را «طريق غاير» مىگويند. معابر كوه غاير نهفقط تنگ و پست و بلند و پيچ در پيچ است بلكه آنقدر سنگلاخ و پرتگاه دارد و آنقدر طولانى است كه جان مسافر را بهلب مىرساند. تا صبح ما و تمام مسافرين پياده مىرفتيم و در هر قدمى شترهاى افتاده و نيمهجان و يا تلفشده در كنار راه مىديديم و هر شترى كه زمين مىخورد و جمالها نمىتوانستند حركتش دهند، فوراً بار او را برداشته و آن حيوان را به حال خود گذاشته و مىگذشتند. 2سفر با كشتى
گروهى از حاجيان نيز با كشتى بهسوى حجاز حركت مىكردند كه كثيفبودن كشتىها، كمبود امكانات رفاهى، امواج خروشان دريا و بههم ريختگى حال سرنشينان، آنان را تا پاى مرگ مىرساند. برخى نيز سرانجام جان مىسپردند و بهناچار آنان را به دريا مىانداختند و هرگز توفيق آن را پيدا نمىكردند تا به زيارت خانۀ خدا نائل شوند.
ظهيرالملك كه در سال 1306 ه. ق. حج گزارده، در زمينۀ نامناسب بودن وضعيت داخل كشتى به هنگام محرم شدن در محاذات يَلَمْلَم مىنويسد:
«نجاست است كه از اهل كشتى مىبارد، الآن در حال احراماند، چه احرامى! كه بدون ساتر و فوطه و همينطور كشفالعوره غسل مىنمايند. چه غسلى! ظرف نجس، آبنجس، محل ناپاك، سبحاناللّٰه، معركۀ غريبى است.» 3مشكل ديگر حاجيان بد رفتارى كاركنان كشتىها و به تعبير ميرزا عبدالغفارخان نجمالملك منجمباشى، عملهجات خارجى بود، حاجيانى كه ناچار بودند براى رسيدن