156به حجاز از كشتى استفاده كنند، از برخورد بىادبانه و هتّاكانۀ برخى از اين كاركنان بهشدت در رنج بودند. نجمالملك در اين زمينه مىنويسد:
يك كشتى بود متعلق به پسر مرحوم حاجى زينالعابدين تاجر شيرازى، ساكنِ بمبئى، عملهجات خارجىِ بسيار بىادب، نامعقول، هرزه و طمّاعى داشت. همه بهظاهر مسلمان بودند ولى از هيچ منكَرى روىگردان نمىشدند. مرتكب انواع قبايح بودند و انواع دزدى مىنمودند. با آنكه اين كشتى تازه براى حمل و نقل حجاج داير شده بود و صاحب بيچارهاش، بسيار اهتمام داشت در اينكه اين كشتى به نيكنامى معروف شود تا حجاج به ميل و رغبت در آنجا وارد شوند و مِنبعد سودها ببرند، برخلاف رضاى او، اجزاى نامتناسب و وكلاى غيردلسوز جمعيت، بسيارى از حجاج بدبخت را در وسعت قليلى از انبارها و سطحۀ كشتى گنجانيدند. چه شرح دهم از سختى كه بر آن جماعت بىچاره گذشت! جمعى كثير بهسبب عفونت هواى انبارها و عدم امكان تدبير در دوا و غذا مريض شدند و بعضى مردند و در آب دريا و شكم ماهى مدفون شدند. 13 - رفتار بد و نامناسب حملهداران با حجاج
يكى ديگر از مشكلات جدّى حاجيان، برخورد نامناسب و غيرانسانى بعضى از حملهداران و مطوّفين با آنان بوده است. حملهداران كسانى بودند كه از محل سكونت حاجيان، امورِ آنان را بهعهده گرفته، حاجيان را همراهى مىكردند و بهخاطر دستيابى بهسود بيشتر، از هيچ اذيتى فروگذارى نمىكردند. نويسندۀ سفرنامۀ «تيراجل در صدمات راه جبل» در اينباره مىنويسد:
جمعى از اراذل و اوباش عرب و عجم كه نه از دين بهره دارند و نه ازانسانيت نصيبى و قسمتى در صدد گوشبُرى بندگان خدا برآمده، نام خود را حملهدار گذاشته، هرساله جماعتى از ايشان به لباس مكر و حيله در شهرها و دهات ايران مىگردند و مردم را فريب مىدهند كه راه جبل از همۀ راهها بهحسب امنيت و نزديكى و ارزانى بهتر است و با آن بيچارگان به مقدار معيّن قرار مىدهند كه ايشان را از آن راه ببرند به مكۀ معظّمه و برگردانند و به مواثيق مؤكّده و عهود متعدّده ايشان را مطمئن كرده به همراه مىبرند، چون به نجف اشرف رسيدند و ثلث اول را دادند كه مصرف آن غالباً قروض حملهدار است كه بهوعدۀ آمدن