147چون ملوك مروانى كه انتساب از مروان دارند و خليفگان عباسى كه نسبت به عباس بن عبدالمطّلب مىبرند. و چون ساسان به زيارت خانه رفتى، طواف بردى و بر چاه اسماعيل زمزمه كردى، گويند به سبب زمزمهاى كه او و ديگر ايرانيان بر سر چاه مىكردهاند، آن را زمزم گفتهاند و اين نام معلوم مىدارد كه زمزمۀ ايشان بر سر چاه مكرّر و بسيار بوده است.
يك شاعر قديمى در اين زمينه گويد:
ايرانيان از روزگاران قديم بر سر زمزم، زمزمه مىكردهاند
و يكى از شاعران ايران پس از ظهور اسلام به اين موضوع باليده، ضمن قصيدهاى گويد:
و ما از قديم پيوسته به حج خانه مىآمديم
و همديگر را در ابطح به حال ايمنى ديدار مىكرديم
و ساسان پسر بابك همى راه پيمود تا به خانۀ كهن رسيد
كه از روى ديندارى طواف كند، طواف كرد
و به نزد چاه اسماعيل كه آبخواران را سيراب مىكند زمزمه كرد.
ايرانيان در آغاز، مال و گوهر و شمشير و طلاى بسيار به كعبه هديه مىكردند.
همين ساسان پسر بابك، دو آهوى طلا و جواهر با چند شمشير و طلاى فراوان هديۀ كعبه كرد كه در چاه زمزم مدفون شد.
برخى از مؤلفان تاريخ و ديگر كتبِ سرگذشت، بر اين رفتهاند كه اين چيزها را جرهميان به هنگام اقامت در مكه هديه كردهاند [ و حال آنكه ] جرهميان مالى