98نبودند. انجام كارى كه موجب بىحرمتى شيعيان نسبت به گروه مخالف مىشد، سبب خشم آنان مىگرديد. در سال 1260 شايع شد كه «بد مذهبى - يعنى يك شيعه - نجاست برده در سوراخى كه قبر خلفا معلوم بوده، انداختهاند، خواجه كه مىشنود، بناى چوب را مىگذارد، جمعى زدند و جمعى را پولشان را بردند. قدغن شد ورود عجم مشرّف نشود.» 1طبيعى است كه در اين شرايط، برخورد با عجمها سختتر شده و آنچنان كه محمد ولى ميرزا نوشته، «در مدينه به هيچ وجه فرصت تفحص نشد، بسيار بد سلوك مىكنند با حاج عجم.» 2در سال 1316 نيز گفته شد كه «در بقيع متعرض دو سه نفر حجاج ترك شده بودند كه در مقبرۀ خليفه ثالث پليدى انداخته، بى احترامى كردهاند.» امين الدوله در اين باره، به حكومت اعتراض كرده و حكومت نيز «اشخاصى را كه نسبت به تُركها تَرك اولى كرده بودند، تأديب و تعذير» كرده است. 3يكى از كهنهترين بهانهها، راه رفتن عجمهاى در بين صفوف نماز اهل سنت است كه تا به امروز نيز مطرح است. بهانۀ آغايان حرم آن بود كه «در مذاهب اربعه ممنوع است كسى از جلو مُصلِّى عبور كند و عجمان اين معنا را زشت نمىشمارند. . . لهذا ايشان را از مسجد بيرون مىكنيم.» 4البته برخورد با اعيان و شاهزادگان ايرانى، به گونهاى ديگر بود. هر سال شمارى از درباريان به حج مىرفتند و به مقدار موقعيتى كه داشتند، در آنجا از سوى شريف مكه و والى آن مورد احترام قرار مىگرفتند. طبعا حكومت مدينه يا مكه، با تأكيد دربار عثمانى، رعايت حال شاهزادگان را مىكرد. مثلا زمانى كه اتابك در سال 1321 از جده عازم مدينه بود و اعراب به كاروان حجاج حملهور شدند، محافظين به خاطر اتابك دستور داشتند، هر حملهاى كه صورت گرفت، در مقابل از اعراب بكشند. در حالى كه در وقتهاى معمولى چنين اجازهاى را نداشتند. 5در سال 1263 مهد عليا مادر ناصرالدين شاه همراه اعتمادالسلطنه و شمارى ديگر از درباريان به حج رفت. به همين دليل آنها با احترام مواجه بوده و براى نمونه وقتى به شام رسيدند:
«حضرات حاج عجم، در سر عسكرى «نامق پاشا، شهر شوال سنه 1263، وارد شام شدند و به خانههاى شهر منزل