91ساكنان اين دو شهر با حجاج ايرانى مىپردازيم. ابتدا از شهر مكه آغاز مىكنيم.
آنچه كه در بارۀ برخورد مردم مكه - به عنوان مركز شريف نشين - با حجاج ايرانى گفته شده، نشان مىدهد كه گروههاى مختلف از شريف و دستگاه ادارى او و والى مكه گرفته تا خواجگان حرم و همچنين مطوفها و نيز تودههاى مردم، به تناسب نوع مناسباتشان با ايرانيان برخوردهاى متفاوتى داشتهاند.
در ميان شرفاى مكه و خاندان آنان كه از سادات بودند، شيعيان امامى يافت مىشدند كه علاقهمند به ايرانيان بوده و به آنها احترام مىگذاشتند. اين علاقه، افزون بر علائق مذهبى مىتوانست از نظر مالى نيز براى شريف مكه فوايدى داشته باشد؛ چرا كه علاوه بر پولى كه از حجاج گرفته مىشد، دولت ايران نيز از طريق سفارت خود در عثمانى توجه به شريف داشت.
به علاوه، شريف نمايندۀ رسمى دولت عثمانى بود و هر نوع برخورد منفى او با ايرانيان، جنبۀ سياسى نيز پيدا مىكرد.
علاوه بر شريف، مطوفها كه سروكار با ايرانيان داشتند، به طور عمده شيعه بوده و از اين جهت و نيز براى منافع مادى خود، مىكوشيدند تا با ايرانيان برخورد مناسبى داشته باشند تا مشتريان بيشترى را براى دورههاى بعد جذب كنند.
در ميان عامۀ مردم نيز شيعيان اندكى يافت مىشدند كه آنان نيز به دليل حس مشترك مذهبى، روابطشان با ايرانيان مناسب بود. از اينها كه بگذريم، تودۀ سنى اين شهر به رغم آن كه تعصب كمترى در مقايسه با مدينه دارد، اما به طور طبيعى تحت تأثير تبليغات ضد شيعه در اين شهر قرار داشته و از اين زاويه ممكن بود كه برخورد خوبى با ايرانيان نداشته باشد.
اين مسأله در بارۀ خواجگان حرم كه ممكن بود سنيان متعصبى باشند، صدق مىكند. امام حرم نيز بسته به مقدار تعصب خود و پيروى از سنتهاى پيشين، نسبت به روافض يعنى شيعهها اظهار برائت كرده در دعاهاى خود آنان را سب و لعن مىكرد.
بروجردى در سال 1261 در بارۀ برخورد با شيعه در اين شهر چنين مىنويسد: و نماز جمعه خاصه حنفى و شافعى و پس از درود به صاحب مقام محمود و مدح صحابه و خلفا و باقى عشره مبشرَّه و حسنين و حمزه و عباس