92عَمَّيْن نبى صلى الله عليه و آله به دعاى سلطان و شريف محمدبن عون مىكوشند. و در نفرين به گفتار: «الّلهم العن الكفرة و الرفضة » مىخروشند و در مكه معظمه فقط چشم از لعن و سبّ روافض نمىپوشند. و ديگر در مكه معظمه دو حمام است.
ديگر از اقوام شريف غالب سابق الذكر شريف سليمان نامى است، جوان كه با وجود بودن پدر متعصب، چندى است از مذهب خارج و از خلّص شيعيان است.» 1بروجردى در حواشى همانجا، از تشيع شريف محمدبن عون صحبت كرده و از مجلسى ياد مىكند كه در حضور امير حاج عجم ايران برگزار شده و شريف محمد به نوعى تشيّع خود را نشان داده است. 2حضور يك شاهزادۀ ايرانى در مكه، سبب مىشد تا از شدت برخورد با ايرانيان كاسته شده با احترام بيشترى با آنان برخورد شود. حسام السلطنه كه به عنوان يك شاهزادۀ مورد احترام وارد مكه شده بود، نوشته است كه «امسال - يعنى سال 1297 - به ملاحظۀ رعايتى كه از من مىديدند و سفارشاتى كه از من شنيدند، با حجاج به احترام حركت مىنمودند و اذيت نمىكردند.» 3فراهانى در سال 1302 نوشته است كه مكه «قريب شصت نفر شيعه دارد كه اغلب همين مطوفين هستند كه با عجم محشور و از سادات حسينى مىباشند و اين شيعهها چندان تقيه عجالة ندارند، واضح و آشكار اظهار تشيع مىنمايند و بعضى از همين شيعهها در ايام عاشورا روضه خوانى مىكنند. از جمله سيد ابوالفضل كه يكى از مطوفين و داماد موسى بغدادى، كه موسى بغدادى نيز شيعه و از تجّار معتبر و اغلب معاملات شريف مكه با اوست.» 4همو اشاره مىكند كه پس از اعمال حج كه از مكه عازم مدينه بودهاند، در «شب هشتم عاشورا محَرَّم، حجاج عجم جمع شده و بىتقيه روضه خوانى مفصلى كردند و اهالى رابغ هم اغلب جمع بودند.» 5همين گروه در منازل بعدى نيز مراسم روضه خوانى برپا مىكردند. 6نايب الصدر هم در سال 1305 از مطوفين ياد كرده كه «غالب شيعه هستند» . 7
فراهانى در سال 1302 از بهبود روابط مكيان با حجاج عجم سخن گفته مىنويسد: «سابقا در مكه، اهالى، حجاج عجم را كه شيعه بودند بسيار اذيت مىكردند و آنها هم كمال تقيّه را