111السلطنه نيز از زيارت قبور قبرستان ياد شده، ياد كرده و به خطا آنجا را شعب ابىطالب تصور كرده است. 1البته نايب الصدر و فراهانى كاملا متوجه اين نكته بوده و شعب ابىطالب را همانجايى دانستهاند كه محل تولد پيغمبر صلى الله عليه و آله در آن واقع شده است. 2ميرزا داود شرحى مفصل از قبرستان و مدفونين آن آورده و شرح حال خديجه، عبدالمطلب و ابوطالب را در سفرنامهاش آورده است. 3همچنين در مكه، زيارت مولد النبى صلى الله عليه و آله و خانۀ حضرت خديجه كه هر دو در نزديكى مسجد الحرام بوده، مورد توجه زائران همه كشورها و از جمله ايرانىها قرار داشته است. 4كازرونى كه خود به زيارت اين دو مكان رفته، همانند حسام السلطنه، شرحى از چگونگى بناى آن به دست داده است. 5كوه ثور و حراء نيز توسط حسام السلطنه زيارت شده است. 6مزار شهداى فخّ نيز مورد توجه بوده است؛ چنان كه ميرزا داود شرحى از آن و واقعۀ مربوطه به دست داده است. 7در فاصلۀ مكه تا مدينه، در محل غدير خم مسجدى بوده كه به احتمال مورد زيارت برخى از زائران ايرانى قرار مىگرفته است. يك نمونه مربوط به محمدولى ميرزا در سال 1260 است كه از كنار اين محل گذشته، اما شتردار اجازۀ پياده شدن و نماز خواندن به او را نداده است. 8زمانى هم كه امين الدوله به اين منطقه رسيده، به او گفتهاند كه «غدير خم همين جاست كه منزل داريم.» 9مقبرۀ حضرت حواء در جده نيز مورد زيارت ايرانىها قرار داشته و اطلاعات فراوانى در منابع در بارۀ اين مقبره آمده است. 10نجم الملك كه در سال 1306 به زيارت آنجا شتافته مىگويد: «خدامى دارد چه طرّار و كلاّش و اوباش» . 11يك زائر ديگر كه به سال 1331 آنجا را زيارت كرده به وصف قبر پرداخته مىگويد: رفتيم سر مقبرۀ جدّه كه مىگويند حضرت حوا است، بيرون شهر است. درى دارد كه از در وارد مىشوند.
بقعۀ كوچكى است. چند نفر خدام سنى ايستاده، زيارت مىخوانند و مىگويند اين سر حضرت است. كفشها را كنديم.
وارد بقعه شديم. زيارت خوانديم. از بقعه به آن طرف رفتيم. قبر مستطيلى است كه از دو طرف ديوار كشيدهاند. صد قدم پايينتر، بقعۀ ديگر است كه مىگويند