107دربارۀ نخاوله و روابط آنان با ايرانيان مىنويسد: «جمعيت نخاوله كه همگى بيرون مدينه در حصار جديد منزل دارند، دو هزار نفر مىشوند و تمامْ محب آلابىطالب و شيعيان اسداللّٰه الغالب مىباشند، با زوّار ايرانى كمال الفت را دارند، غالب فقير مىباشند» . وى سپس توصيه مىكند كه از ايرانيان «هر گاه به قدر مقدور، هر كس مشرف بشود، اعانت نمايد، بسيار به موقع است» . 1امين الدوله از طرحى سخن گفته كه قرار بوده است تا از طريق مشيرالدوله سفير ايران در عثمانى، برخى از شيوخ نخاوله را نيز در كار ادارۀ بقعۀ ائمۀ اطهار عليه السلام شريك با سادات برزنجى كه فرمان سلطانى براى ادارۀ اين بقعه داشتند، شريك كنند؛ اما كوتاهى و تسامح حاجى محسن خان مشيرالدوله، سبب شده است تا شيخ جزاء از رؤساى نخاوله كه به تهران آمده بوده، دست خالى بازگردد. 2اين شيخ جزا در سفر امين الدوله به مدينه، در كنار وى بوده است. 3امين الدوله كه در عقيدۀ تشيع خود سخت جدى است، اظهار مىدارد كه در مدينه «قدرى هم از آشنايان نخاوله و سادات و شرفا كه در ميان مردم مدينه با اين همه تعصب، حفظ مذهب تشيع كردهاند، پذيرايى كردم. معرف همه و مترجم بنده، شيخ جزا است و خلاصۀ مطلب را به من مىگويد كه براى آقايان فكر پول بكنيد.» 4روزى كه امين الدوله به قبا مىرفت، سر راه به منزل يكى از نخاوله وارد شده در آنجا جوانى از نخاوله نيز بر او وارد گرديد و «بىمقدمه سرود آغاز كرد و ابياتى در مرثيۀ حضرت ابىعبداللّٰه - ارواحنا فداه - به آهنگى سوزناك خواند» .
امين الدوله مىنويسد: «من كه در عزا، سوز دلم بيش از اشك چشم است، بى اختيار سيل از دو ديده روان كردم و همگى چندان گريستيم كه به تلافى بىفرصتى ايام عاشورا، عزادارى به وجه اكمل شد» . 5امين الدوله مىافزايد با آن كه توسط «حاجى تقى صراف تبريزى سى ليره» به نخاوله داده بوده، باز «تقاضاى رعايتى شد» . به همين جهت «مجددا وجهى به رعايت ايشان تخصيص شد» . وى مىافزايد: «البته اهل توقع بسيارند و كيسۀ ما كفايت نمىكند.» 6گفتنى است كه به احتمال از قرن سيزدهم هجرى به بعد، در تزئينات