48نبودن عالم و فقيه در كنار زائران، حتى با وجود مطوف هم، مىتوانست مشكل ساز باشد؛ زيرا مسائلى خاص و به اصطلاح فروع فقهى نادرى پيش مىآمد كه كسى پاسخگوى آنها نبود و حاجى به زحمت مىافتاد. 1مخبرالسلطنه در سال 1321 نوشته است: از وقتى كه از اسكندريه به طرف كانال سوئز حركت كرده «حاجى على مطوف» راهنماى آنان شده است. 2وقتى به جُحْفه رسيدهاند «به دستور حاجى على محرم» شدهاند. 3طبيعى چنان بود كه شيعيان عجم مطوف شيعه مذهب داشته باشند. دليل آن هم اين بود كه كار مطوف، فراهم كردن زمينۀ انجام اعمال حج در مكه، عرفات و منا بود؛ چنانكه راهنمايى شرعى حجاج را نيز بر عهده داشته 4و همراه زائر وارد حرم شده در تمام مراحل اعمال آنان را راهنمايى مىكرد. 5طبعاً مطوف بايد با احكام شرعى مربوط به شيعيان آشنا مىبود تا حجاج شيعه او را به راهنمايى بپذيرند. در آن زمان، حتى اگر روحانى وعالم دين در كاروان بود، باز هم كار طواف و انجام اعمال، زير نظر مطوف انجام مىشد.
حسام السلطنه كه همراه خود ملاّباقر واعظ معروف را - در سال 1297 - به حج برده بود، نوشته است كه اعمال عمرۀ تمتع خود را همراه شيخ حسن مطوف بجاى آورده است. 6كاروانهايى كه روحانى داشتند، مسائل را از آنان مىپرسيدند. برخى نيز مناسك همراه داشتند و مطابق آن رفتار مىكردند. 7بروجردى مىنويسد: مطوّفين با احترام بيت الحرام، از شيعه و اهل سنت و جماعت جمعى هستند و بلاد اسلام فى مابين ايشان منقسم است. سيدعباس رييس المطوفين، شيعۀ اثناعشريه است. 8جداى از حملهدار و مطوف، شمارى خدمه كاروان نيز بودند كه با نامهاى جمال و عكام كار هدايت شترها را عهدهدار بودند. جمال مسؤوليت شتر را داشته و عكام به عنوان خدمۀ بار و شتر، كار بستن بار شتر و مراقبت از حاجى را كه سوار كجاوه يا شكدف بوده را بر عهده داشته و افسار شتر را در دست مىگرفته است. 9جمالها نوعا عرب بودهاند اما كار عكامى را گاه خود ايرانىها نيز بر عهده مىگرفتهاند. 10