87بورتونمىنويسد: هيچكس نتوانست بر من توضيح دهد كه آيا اين فرقه، نام خاص و ويژۀ خود داشتهاند يانه. 1به گفتۀ onillaN osnoflA olraC - كه وقتى در جده بوده، كوشيده تا در بارۀ آنان اطلاعاتى به دست آورد - نامى كه نخاوله براى خود ترجيح مىدادند، «اصحاب النخل» بود.
فرض او اين است كه مفرد نخاوله، بايد نخيلى يا نخَْوَلى باشد. 2شكل دومى همان است كه دوزى آورده، اما آن را به شكل يك مدخل جداگانه نوشته است.
چنين به نظر مىرسد كه برخى از شيعيان دوازده امامى مدينه اصطلاح «اصحابالنخل» را كه نالينو از آن ياد كرده، بر نام «نخاوله» ترجيح مىدهند؛ زيرا نخاوله به مرور زمان معناى تحقيرآميزى به خود گرفته است؛ (به ويژه وقتى كه اهل سنت آن را بكار مىبرند.) 3گرچه تعبير اصحاب النخل، اشاره به نوع كار آنان در نخلستان دارد، مىتواند نوعى معناى مذهبى نيز داشته باشد. در تصور شيعيان «نخل» علامت «مدينه» است. در هنر مُلْهَم از تشيع، بيشتر تصاويرى كه از شهر مقدس كشيده مىشود، نخلهاى دور حرم را نشان مىدهد. نيز گفته مىشود كه اين نخلها يادآور فاطمۀ زهرا عليها السلام و ائمۀ اهل بيت عليهم السلام است. (چنان كه چند نخلى كه در حيات مسجد النبى صلى الله عليه و آله بوده، «بستان الزهرا» ناميده مىشده است.) 4در فولكلور ايرانى شيعى، نخل داراى اهميت قابل ملاحظهاى است. 5در بارۀ برخى از امامان نخست آمده است كه آنان نخلستانهاى بزرگى درنزديك مدينه داشتهاند. همچنين در منابع متعدّد دربارۀ فضيلت خرمايى كه در آنجا به ثمر مىرسد، آمده است. به عبارت ديگر، هم نخل و هم ثمر آن؛ يعنى خرما، اهميت خاصى در سنت دينىِ شيعه دارد. در روايتى از امام هشتم علىبن موسىالرضا عليه السلام (م203/818) آمده است كه از ايشان پرسيدند:
«چرا از برخى از خرماها، به ويژه خرماهاى عالى برنى مىخورند؟ حضرت فرمودند: آرى، من خرما را دوست دارم؛ زيرا رسول خدا صلى الله عليه و آله خود تَمَرى بوده (كان تَمَريا) ؛ يعنى خرماى خشك را دوست داشته است؛ همين طور اميرمؤمنان،