58على عليه السلام وبيش از هفتاد زخم
طبيعى است كسى كه همچون او وارد مبارزه شود و به مصاف پهلوانان و پرچمداران دشمن برود و امواج خروشانِ نيزهداران و تيراندازان و شمشير زنان را در هم بشكند، از آسيب دشمن در امان نخواهد بود ولو اشجع الناس، على، امير مؤمنان باشد.
پيشتر اشاره شد كه به هنگام دفع حملات مكرّر دشمنان، آنگاه كه جان رسول خدا را هدف قرار داده بودند، چنان مجروح شد كه لختههاى خون چهرهاش را فراگرفت و قيافهاش شناخته نمىشد.
و لذا خود آن بزرگوار در پاسخ يكى از سران يهود، كه از تحمّل حوادث و سختىهايش در دوران رسول خدا صلى الله عليه و آله سخن مىگفت، چنين فرمود:
«وَقَدْ جُرِحْتُ بَينَ يَدَي رَسُولِاللّٰه صلى الله عليه و آله نَيِّفاً وَسَبْعِينَ جُرْحَةً» ؛ «در جنگ احد، آنگاه كه گروهى از مهاجرين و انصار با فرياد «محمّد كشته شد» به مدينه عقبنشينى كردند، من در كنار رسول خدا بودم و بيش از هفتاد زخم بر پيكرم وارد شد. آنگاه پيراهن خود را كنار زد و دست به جاى زخمها گذاشت و فرمود:
اين است اثر آن زخمها.» 1مأموريت پس از جنگ:
از ويژگىهاى امير مؤمنان عليه السلام، در كنار جانفشانى و مبارزه با دشمن، مراقبت شديد آن حضرت از جان رسول خدا و انجام وظايفى بود كه خود آن حضرت تشخيص مىداد و يا از ناحيۀ رسول خدا صلى الله عليه و آله به انجام آن مأمور مىگرديد.
اين موضوع را مىتوان در موارد متعدّد؛ از جمله در جريان تلخىكه براى رسول خدا صلى الله عليه و آله پيش آمد، مشاهده كرد، آنگاه كه امير مؤمنان سرگرم جنگ با دشمن بود و متوجّه گرديد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله با بدن مجروح به داخل گودالى كه دشمن تعبيه كرده بود افتاد. بىدرنگ خود را به كنار رسول خدا صلى الله عليه و آله رسانيد و دست و بازوى آن حضرت را گرفت و زبير هم به كمك او شتافت تا رسول خدا را به پشت جبهه منتقل كردند.
و آنگاه كه جنگ آرام شد با سپر خود از فاصلۀ دور (مهراس) آب آورد تا پيامبر صلى الله عليه و آله از جنگِ چند ساعته و خونريزى شديد، رفع تشنگى كند و چون پيامبر در آن آب احساس كهنه بودن كرد و از خوردن آن امتناع ورزيد، امير مؤمنان عليه السلام به كمك همسرش زهرا عليها السلام سر و صورت پيامبر را با آن شستوشو داد و لختههاى خون را از