59چهرهاش زدود 1و آنگاه كه دشمن قصد حركت كرد، رسول خدا به امير مؤمنان مأموريت داد تا آنها را تعقيب كند و حركتشان را زير نظر بگيرد و خطاب به وى فرمود: اى على، مراقب دشمن باش، اگر ديدى كه آنها به شترها سوار شده و اسبها را يدك مىكشند، معلوم است كه مىخواهند به مكّه برگردند و اگر ديدى كه سوار اسبها شده و شترها را به همراه مىبرند قصد حمله به مدينه را دارند و به خدا سوگند در اين صورت آنها را ريشه كن خواهم كرد!
امير مؤمنان در آن وضعيت حسّاس و با بدن مجروح و خسته، اين مأموريت را انجام داد و به سوى رسول خدا برگشت و گفت: يا رسول اللّٰه، دشمن سوار بر شترها در حركت هستند و معلوم شد كه مىخواهند به مكّه مراجعت نمايند. 23 - طلحةبن عبيد اللّٰه
در منابع تاريخى آمده است: طلحة بن عبيداللّٰه از صحابه و ياران معروف رسول خدا صلى الله عليه و آله نيز در جنگ احد جانفشانىها نمود و مجروح گرديد.
از انس بن مالك نقل شده است كه به هنگام هزيمت و عقبنشينى گروهى از مسلمانان كه مشركين جرأت يافتند و حملات خود را شدّت بخشيدند و به پيكر رسول خدا صلى الله عليه و آله جراحات متعّددى وارد گرديد، دشمن مجدّداً شخص آن حضرت را هدف تير قرار داد. در اين هنگام در كنار رسول خدا صلى الله عليه و آله تنها دو نفر از صحابه بودند كه دفاع از وجود آن حضرت را به عهده گرفتند و آنها سهل ابن حنيف و طلحه بودند كه خود را سپر وجود رسول خدا قرار دادند و تيرها را به جان خريدند و مانع اصابت تير به پيكر پيامبر شدند. در اين حال تيرى به دست طلحه اصابت كرد و رگ او را بريد و او تا آخر عمر از كار افتاد؛ «فَرُميَ بِسَهْمٍ فِي يَدِهِ فيبت» . 3
4 - عبدالرحمان بن عوف
ابن هشام مىگويد: يكى از تاريخدانان نقل كرد كه در جنگ احد بيش از بيست زخم بر عبدالرحمان بن عوف وارد گرديد و در اثر تيرى كه بر دهانش اصابت نمود، دندانش شكست و همچنين در اثر زخمها و تيرهايى كه به پاهايش وارد گرديد، يكى از پاهايش فلج شد و از كار افتاد. 4و اين بود چند تن از زخميهاى جنگ احد.