52پيش رفتند، در نتيجه خداوند مسلمانان را پيروز گردانيد و شكست قطعى را بر مشركان وارد آورد؛ «وَقاتَلَ اَبودجانة حتّى أمعَن في النّاس وحمزةُبن عبدالمطّلب وَعليّ بن ابيطالب في رجالٍ من المسلمين، فَأَنْزل اللّٰه نَصرَهُ وصدّقهم وعده فحسُّوهم بالسيوف حتّى كشفوهم وكانت الهزيمة لا شكّ فيها» . 1
و لذا كار بر قريشيان سخت گرديد و در تهاجم عمومى هم نتوانستند كارى از پيش ببرند و هزيمت و فرارشان آغاز شد و از ترس جان خود به درّهها و كوهها پناه بردند و مقرّ خويش را بدون مراقب رها ساختند.
مرحلۀ دوّم جنگ و علل شكست مسلمانان!
پس از شكست سختى كه بر قريش وارد گرديد، صحنۀ جنگ دگرگون شد؛ زيرا گروهى از مسلمانان كه هزيمت دشمن را ديدند، به درون درّهاى كه مقرّ آنها بود حمله بردند و به جمعآورى غنيمت پرداختند. در اين هنگام گروه تيراندازان كه به دستور رسول خدا صلى الله عليه و آله در دهانۀ درّه پاس مىدادند، علىرغم مخالفت فرماندهشان، عبداللّٰه بن جبير، بجز ده تن، به سوى مقرّ مشركان براى غارت غنائم پايين آمدند.
خالدبن وليد، فرمانده اسب سوارانِ قريش از اين فرصت استفاده كرد و با همراهانش كوه را دور زد و عبداللّٰه بن جبير را با ياران اندكش به سادگى از سرراه برداشت، آنگاه از دهانۀ درّه فرود آمد و مسلمانانى را كه از همه جا بىخبر بر سر غنايم گرد آمده بودند به زير شمشير گرفت و از سوى ديگر زنان قريش صحنه گردان غائله شدند و از كوه سرازير گشته موها را پريشان و گريبانها را چاك كردند و با پستانهاى برهنه و فريادهاى جنونآميز، فراريان خود را بازگرداندند و حملۀ مجدّد دشمن آغاز شد! اين اوّلين عامل شكست مسلمانان بود.
دوّمين عاملى كه در شكست سپاه اسلام نقش داشت خبر كشته شدنِ رسول خدا صلى الله عليه و آله بود. در گرماگرم جنگ و درگيرى كه پيامبر مجروح شد و در گودالى افتاد، «سراقه» فرياد برآورد: «محمّد كشته شد!» اين خبر در ميان سپاه شرك و در جبهۀ پريشان مسلمانان به سرعتِ برق پيچيد و موجب شكست روحيۀ مسلمانان و تقويت روحى مشركان گرديد.
اينجا بود كه گروهى از مسلمانان دست به عقبنشينى زدند و فرارشان