212مطلق زمين.
خلاصه، امر واحدى (زمين) موضوعِ دو حكم است، «تطهير» و «سجده» . . . ، تطهير از آنِ زمينِ طبيعى است، طبعاً سجده نيز از آنِ او است.
در تاريخ آمده است: بهخاطر تعيّن سجده بر زمين طبيعى، ياران پيامبر بهخاطر پرهيز از سوزش سنگريزهها، آنها را در دست مىگرفتند تا مدتى كه پيامبر مشغول قرائت است، خنك شود. جابر مىگويد:
«كُنْتُ أُصَلِّي مَعَ النَّبي صلى الله عليه و آله الظهرَ، فَآخذ قبضة مِنَ الحصى، فأجعلها في كفّي ثمّ أحوّلها إلى الكفّ الأخرى حتّى تبرد ثُمّ أضعُها لجبيني، حتى أسجد عليها من شدّة الحرّ» . 1
«نماز ظهر را با پيامبر صلى الله عليه و آله بهجا مىآوردم، مقدارى از سنگريزههاى مسجد را برمىداشتم و دست به دست مىكردم تا خنك شود، آنگاه آن را زير پيشانى خود قرار مىدادم تا بر آنها سجده كنم، تا از سجده بر سنگريزههاى داغ مصون بمانم.»
اگر سجده بر فرش يا سجاده يا لباس يا هر چيز ديگر، غير از زمين جايز بود، لازم نبود كه جابر خود را به زحمت بياندازد. خباب بن ارت مىگويد:
«شكونا إلى رسولاللّٰه شدّة الرمضاء في جباهنا و أكفنا فلم يُشكنا» . 2
«به رسول خدا صلى الله عليه و آله از شدت حرارت زمين كه پيشانى و دستها را آزار مىدهد شكايت كرديم. او به شكايت ما پاسخ نگفت.»
توسعه در سجدهگاه
مسلمانان تا مدتهاى مديد مأمور بودند كه بر سنگ و خاك سجده كنند ولى در مرحلۀ بعد توسعهاى پديد آمد و آن اينكه رسول خدا اجازه داد و عملاً نيز تأييد كرد بر حصير و بوريا سجده كنند.
انس بن مالك و ابنعباس و عايشه و امّ سلمه و ميمونه و امّ سليم و عبداللّٰه بن عمر، همگى مىگويند: