211ملبوس سجده كرد؛ زيرا فرزندان دنيا، بندۀ مأكول و ملبوس خود هستند و نمازگزار در سجدۀ خود بايد بر معبود اهل دنيا سجده نكند و پيشانى خود را بر معبود فرزندان دنيا كه فريب آن را خوردهاند، نگذارد. 1شيوۀ سجدۀ پيامبر و صحابه
پيامبر و ياران او، ساليان درازى بر خاك و سنگريزههاى مسجد سجده مىكردند و تا مدتى جز سجده بر خاك و سنگريزه و مانند آنها جايز نبود.
پس از آن، خدا رخصت داد كه بر روييدنىهاى زمين؛ مانند حصير و بوريا سجده كنند، اكنون ما برخى از روايات را كه بيانگر دومرحله بودن سجده است، مطرح مىكنيم:
1 - پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
«جُعِلَتْ لِيَ الأَرْض مَسْجِداً وَ طَهُوراً» . 2
«زمين براى من سجدهگاه و مطهِّر قرار داده شده است.»
مقصود از «سجدهگاه» به قرينۀ مطهّر همان سنگ و خاك است كه هم طهارت بخش و هم سجدهگاه است.
اين حديث زمين را سجدهگاه معرفى مىكند و مسلمان بايد پيشانى خود را بر زمين بگذارد.
گاهى افرادى پيشداور، حديث را بهشيوۀ ديگر تفسير مىكنند و مىگويند: مقصود از اينكه زمين سجدهگاه است، اين است كه همۀ زمين، مصلّاى افراد مسلمان است، و پيروان اسلام در هر نقطهاى مىتوانند خدا را عبادت كنند و براى آن نقطۀ خاصى وجود ندارد و درحقيقت، حديث در صدد ردّ انديشۀ يهودى و مسيحى است كه مىگويد بايد خدا را در مكان خاصى عبادت كرد، نه در همه جا! بنابراين، همۀ زمينها مصلّاى مسلمان است؛ خواه طبيعى و خواه مفروش با انواع فرشها!
اين تأويل را يكى از علماى سوريه در مجلسى مطرح كرد، ولى در پاسخش گفتم: اين تفسير با حديث سازگار نيست؛ زيرا لازمۀ آن اين است كه همۀ زمينها؛ اعم از طبيعى و يا مفروش به فرشها، مطهِّر و پاكيزهكننده باشد، در حالىكه تطهير از آنِ زمينِ طبيعى است، نه