210روايت وارد شود، بلكه جمعى است مطابق قاعده و هر مسلمانى مىتواند نماز ظهر را در آخرين وقت فضيلت و نماز عصر را در اولين وقت فضيلت بهجا آورد، چيزى كه به بيان جديد نياز دارد، اين است كه نماز عصر را به جلو يا ظهر را به عقب بكشد.
گذشته از اين سخن، با تعليلى كه ابن عباس گفت سازگار نيست و او فلسفۀ كار پيامبر را - كه دو نماز را با هم خواند - بيان كرد كه كار را بر امت آسان سازد. اين علت در صورتى تحقق مىپذيرد كه دست هر مسلمانى در آوردن نماز ظهر و مغرب از زوال تا غروب باز باشد وگرنه جمع به شكلى كه در گفتار او آمد، خود مايۀ حَرَج است؛ يعنى انسان تلاش كند ظهر را در آخر وقت فضيلت و عصر را در آغاز آن انجام دهد.
6 - سجده بر تربت
در فقه اماميه، نمازگزار بايد بر خاك يا آنچه از آن مىرويد سجده كند و سجده بر غير ايندو، جايز نيست و از آنجا كه مساجد امروز با فرش مزيّن شده و سجده بر زمين يا روييدنىهاى از آن امكانپذير نيست شيعيان براى تحقق به آن شرط، مقدارى خاك خشك را بهصورت خشكيده (مهر) همراه دارند كه به هنگام نماز بر آن سجده مىكنند تا سجده بر زمين تحقّق پذيرد.
در اينجا بايد از يك اصطلاح علمى آگاه بود و آن اينكه: يك «مسجود لَه» داريم و يك «مسجود عَلَيه» .
مقصود از اوّلى، كسى است كه براى او و بهخاطر او سجده مىكنيم و آن خدا است و مقصود از دوّمى چيزى است كه بر آن سجده مىكنيم و پيشانى بر آن مىنهيم و آن تربت يا روييدنىهايى است از زمين؛ بنابراين مهر و تربت «مسجود عليه» است نه «مسجود له» و بسيار دور از انصاف است كه كسى تربت و يا حصير را كه بر آن سجده مىكنيم به بتهاى بتپرستان تشبيه كند، در حالىكه بت درنظر آنان «مسجود له» بود و لذا آن را در برابر خود مىنهادند و براى آن سجده مىكردند، در حالىكه تربت و يا حصير «مسجود عليه» است كه زير پا انداخته و سرانجام سر بر آن نهاده مىشود.
مردى از امام صادق عليه السلام پرسيد: چرا بر غير زمين و يا روييدنىهاى از آن، نمىشود سجده كرد؟ امام در پاسخ فرمود: سجده نوعى خضوع براى خداست و بايد بر غيرمأكول و