201قرآن ندارد و آن كتاب مجلدى بوده كه در آن حقايق و معارفى كه از پيامبر گرامى شنيده شده بود، ضبط گرديده است.
4 - تهمت تكفير صحابه
از افتراها و سخنان بىاساس منسوب به شيعه، تكفير ياران رسول خدا است. اين تهمت آنچنان در اعماق اذهان برخى رخنه كرده كه غالباً آن را به رخ مىكشيدند.
در سال 1419 ه. ق. برابر با 1377 ه. ش. در دانشگاه آلالبيت اردن به سخنرانى دعوت شدم، استادى از اساتيد آنجا دربارۀ اين موضوع با من به گفتگو پرداخت، به او گفتم: پيامبر گرامى فزونتر از صد هزار صحابى داشت كه تقريباً نام 15 هزار از آنها ضبط گرديده و باقيمانده حتى نامشان نيز در تاريخ نيامده است! با اين وصف چگونه مىشود چنين جمع كثيرى را تكفير كرد، در حالىكه نام اكثر آنها را نمىدانيم، سپس يادآور شدم: تكفير در گرو وجود ملاك است چگونه مىتوان گفت در همۀ آنان ملاك تكفير وجود داشته در حالىكه گروه بسيارى از آنان، از شيعيان على عليه السلام بودهاند و تاريخ نام و خصوصيات آنان را ضبط كرده است.
آنگاه افزودم: گروهى از ياران پيامبر؛ مانند «ياسر» و همسرش «سميه» پس از بعثت و قبل از هجرت، بهشهادت رسيده يا درگذشتهاند و گروهى در غزوات در حال حيات رسول خدا جام شهادت نوشيدهاند و در نبردهاى بدر، احد، احزاب و. . . افتخاراتى آفريدهاند كه يكى از آنها حمزۀ سيدالشهداء است، چگونه مىتوان اين گروه را تكفير كرد در حالىكه درخت اسلام با خون آنان سيراب شد و رشد يافت.
بنابراين، بايد گفت: چنين مسألهاى از ريشه دروغ است و مسألۀ تكفير صحابه تهمتى بيش نيست. اگر اجازه دهيد من گلايۀ خود را از برادران اهلسنت مطرح كنم؛ چرا برخى از آنان شيعه را تكفير و متهم مىكنند در حالىكه در كتابهاى حديثى اهلسنت ارتداد صحابه بهصورت خبر متضافر نقل شده و شما مىتوانيد اين احاديث را در جامعالاُصول 1ابن اثير مطالعه كنيد كه همۀ اين احاديث را از صحيح بخارى، و مسلم و مانند آنها گرفته است.
روى أنس بن مالك أنّ رسولاللّٰه صلى الله عليه و آله قال: «ليردنّ عليّ الحوض رجال ممن صاحبني حتى إذا رأيتهم و رفعوا إليّ اختلجوا دوني فلأقولنَّ أي ربي أصحابي،