199متفاوت بوده است!
بايد يادآور شويم كه واژۀ «صحف» در قرآن بهمعناى مطلق كتاب آمده است، چنانكه مىفرمايد:
- وَ إذَا الصُّحُفُ نُشِرَت. 1
«آنگاه كه نامههاى اعمال منتشر گردد.»
- إنَّ هٰذا لَفِي الصُّحُفِ الأولى * صُحُفِ إبرٰاهِيمَ وَ مُوسىٰ. 2
«اين، در صحيفههاى نخستين، در كتاب ابراهيم و موسى است.»
و همچنين «مصحف» نيز از همين ماده اخذ شده و بهمعناى دفتر يا كتابِ جلد شده بهكار مىرفت و در صدر اسلام حتى پس از درگذشت پيامبر، «مصحف» نام قرآن نبود بلكه هر كتاب مجلّدى را مصحف مىناميدند.
ابن ابىداود سجستانى در باب گردآورى قرآن، در مصحفى از محمد بن سيرين نقل مىكند: وقتى پيامبر صلى الله عليه و آله درگذشت، على عليه السلام سوگند يادكرد: «عبايى بردوش نكنم مگر اينكه قرآن را در مصحفى گردآورم» ؛ (اقسم عليٌّ على أن لا يرتدي الردى إلّالجمعة حتّى يجمع القرآن في مصحف) .
و نيز ابىالعاليه نقل مىكند:
«إنَّهم جَمعوا القرآن في مصحف في خلافَة أبي بَكر» .
«آنان قرآن را در خلافت ابىبكر در مصحفى جمع كردند.»
و نيز از حسين عليه السلام نقل مىكند:
«إنَّ عمر بن الخطاب أمر بجمع القرآن و كان أوّل من جمعه في المصحف» .
«عمر بن خطاب فرمان به گردآورى قرآن داد و او اول كسى است كه قرآن را در مصحف جمع كرد.» 3اين جملهها حاكى است كه در آن روزگار، مصحف بهمعناى دفتر بزرگ و يا كتابى مجلد بوده كه اوراق را از پراكنده شدن حفظ مىكرده، سپس به مرور زمان اختصاص به قرآن يافته است.
اتفاقاً روايات پيشوايان ما حاكى است كه حتى در زمان آنان، لفظِ مصحف بهمعناى كتاب و يا دفتر مكتوب بوده است.