189گفتم: در تمام موضوعات اسلامى، از مصادر و منابع اهلسنت، كتابهاى فراوان داريم كه مىتوانم نام مقدار زيادى از كتب اهل سنت را دربارۀ تاريخ، تفسير، حديث و غيره براى شما نام ببرم.
خلاصه، دانشمندان شيعه از عقايد فرق ديگر آگاهى كامل دارند و پيوسته بر مشتركات تكيه مىكنند و بر تقريب فرامىخوانند، ولى در مقابل، شناخت ديگران از عقايد شيعه بسيار ناچيز است و پيوسته بر ويژگىهاى آنان تكيه مىكنند و نامى از مشتركات نمىبرند. حتى از دلايل عقلى و نقلىِ ويژگىها كمبهرهاند.
اكنون كه سخن به اينجا رسيد، جا دارد به توضيح برخى از مسائل مربوط به شيعه، كه بسيار مطرح مىشود، بپردازيم؛ زيرا مشتركاتِ ميان دوگروه، دربرخى سخنرانىها شرح داده شده و ما اينك به توضيح برخى از خصايص و ويژگىهاى شيعۀ اماميه مىپردازيم و برادران دينى را به توجّه عميق فرامىخوانيم:
1 - پيدايش شيعه
از مفهومِ «پيدايش شيعه» چنين برمىآيد كه اسلام براى خود پيدايشى دارد و شيعه نيز پيدايشى ديگر. اگر مقصود از اين واژه اين است، ما آن را منكريم و هرگز براى اسلام و تشيع، تعدّد و دؤيّت قائل نيستيم تا براى هريك، مبدأ و آغازى معين كنيم.
تشيع، جز «پذيرش اسلام با اعتقاد به ولايت بلافصل اميرمؤمنان على عليه السلام» چيز ديگرى نيست. اگر ولايت آن حضرت در قرآن و يا سنت حضرت رسول صلى الله عليه و آله وارد شده باشد - چنان كه وارد شده است - هردو يك مبدأ داشته و در يك زمان متولد شدهاند.
در اينصورت، «اسلام» و «تشيع» دو واژهاند كه از مكتب واحدى حكايت دارند و به يك حقيقت اشاره مىكنند.
تشيع، جز پذيرش اسلام بهصورت يك مكتب الهى، كه يكى از اجزاى آن ولايتِ بلافصل اميرمؤمنان است، چيز ديگرى نيست و انسان متشيّع همان مسلمانى است كه به آنچه در قرآن و سنت آمده و يكى از آنها پيروى از اميرمؤمنان و خلافت اوست، معتقد باشد.
خوشبختانه دلايل قاطعى بر چنين مطلبى گواهى مىدهد؛ رسول گرمى صلى الله عليه و آله در سومين سال بعثت، كه به حكم آيۀ وَ أَنْذِر عَشيرَتكَ الأقْرَبين 1مأمور شد بنىهاشم را به اسلام