107دلنشين. و شايد يك راز الهى در اين امر باشد. لذا عباسبن عبدالمطلب از آب زمزم به «شراب الأبرار» تعبير مىكند و شايد اين لب شور بودن براى كسانى كه ايمانشان سست است موجب شود كه ناگوار آيد و نتوانند بنوشند و از بركت شفابخشى آن محروم گردند. از اين رو پيامبر صلى الله عليه و آله مىفرمايد: نشانهاى كه ميان ما و منافقان وجود دارد، اين است كه آنها از آب زمزم سير نمىنوشند.» 1تحليلى از شفا بخشىِ زمزم:
چنانكه ملاحظه كرديم، در روايات بسيارى، از پيامبر و ائمۀ معصوم عليهم السلام و نيز سخنان بزرگان و راويان، از شفابخشى آب زمزم سخن گفته شده و كتب شيعه و سنّى آن را به ثبت رسانيده است. كه به عنوان دليل نقلى و تعبّد و التزام به كلام معصوم پذيرفته شده و از اين بابت جاى سخن نيست. با اين حال امكان دارد پارهاى اشخاص در صدد باشند به رمز و راز اين موضوع پىببرند و در اينجا پرسشهايى را مطرح كنند؛ از جمله اينكه: چگونه آب مىتواند خاصيت دارويى داشته باشد؟ اين آب چه ويژگى دارد؟ اگر قرار باشد براى شفاى بيماران از آب زمزم استفاده شود پس به دارو و درمان چه نيازى هست؟ و آيا كسانى كه از آب زمزم نوشيدهاند واقعاً شفا يافتهاند؟ آيا شرايط ويژهاى براى اين امر وجود دارد و اين شرايط كدامند؟ و پرسشهايى از اين دست. . . در پاسخ به اينگونه پرسشها كه اختصاص به زمزم هم ندارد و موارد ديگرى چون تربت سيدالشهدا حسينبن على عليهما السلام را نيز شامل است، به علاوه خواصى كه براى آيات قرآن يا ادعيه و تبرك و توسل براى بهبودى از بيمارى رسيده است به نوعى مىتواند مورد اينگونه پرسشها باشد كه هيچيك از اينها با دانش تجربى پزشكى و علل و اسباب ظاهرى و طبيعى، كه بشر بدان دست يافته است، وفق نمىدهد. بنابراين بايد به كاوش و تحقيق از راز معنوى موارد ياد شده پرداخت، چيزى كه فراتر از دانش پزشكى و آثار طبيعى دارو و درمان معمولى است.
با توجّه به چند نكتۀ مهمّ كه ذيلاً از نظر مىگذرد، مىتوان به سؤالهاى بالا پاسخ داد: نخست اينكه: از نگاه موحّدان و مؤمنان، زمام همۀ امور عالم و سرنوشت آدميان به دست قدرت بىچون الهىاست.
اوست كه زنده مىكند و مىميراند وكوچكترين فعاليتهاى حياتى بشر چون