88استحباب هم سازگار است، اگر روايات ديگرى كه ظهور بيشترى در وجوب دارند، نبود، نمىتوانستيم به اين روايت اكتفا كنيم، به ويژه كه روايات دالّ بر استحباب هم وجود دارد.
علامه محمدتقى مجلسى روايت را براى استحباب مؤكد حمل كرده و همين حمل نشان مىدهد كه اين تعبير ظهور بيشترى در «وجوب» دارد.
2- جميلبن درّاج از امام صادق عليه السلام نقل مىكند كه حضرت فرمودند:
«عَلَى الإمام أن يصلّي الظهر بمنىٰ و يبيت بها و يصبح حتّى تطلع الشمس ثمّ يخرج الى عرفات» . 1
دلالت اين روايت مثل روايت اول است.
3- معاوية بن عمار از امام صادق عليه السلام نقل مىكند كه حضرت فرمودند:
«. . . وَ الإمام يصلّى بها الظهر لا يسعه الّا ذلك وموسّع لك أن تصلّي بِغَيرها ان لم تقدر. . .» . 2
اين روايت در مقايسه با روايات قبلى، دلالت قوىترى بر «وجوب» دارد چون تعبير روايت چنين است: «امام نماز ظهر را در منا مىخواند، آزاد نيست كه در محل ديگرى بخواند ولى تو مىتوانى آن را در محل ديگرى بخوانى، اگر نتوانستى در منا بجا آورى.»
4- محمد بن مسلم از امام باقر يا امام صادق عليهما السلام نقل مىكند كه حضرت فرمودند:
«لا ينبغي للإمام أن يصلّي الظهر يوم التروية الّا بمنىٰ و يبيت بها الى طلوع الشمس» . 3
5- جميلبن درّاج از امام صادق عليه السلام نقل مىكند كه حضرت فرمودند:
«ينبغي للإمام أن يصلّي الظهر مِنْ يوم التروية بمنىٰ و يبيت بها و يصبح حتّى تطلع الشمس ثمّ يخرج» . 4
اين دو روايت ظهور در استحباب دارند. برخى از فقها ظهور روايت اول را بر استحباب ضعيف توصيف كردهاند؛ بهطورى كه نمىتواند با روايات سهگانهاى كه بر وجوب