63دادهايم و يا خودشان به مرور زمان ديد بازترى پيدا كردهاند، تعصّبات آنها كم شده و با عربستان قديم و حتّى سال اوّلى كه بنده به حج مشرّف شدم، تفاوت بسيار كردهاند و انشاءاللّٰه در آينده در اين خصوص شاهد تحولاتى باشيم.
: جناب آقاى هاشمى! با توجه به اينكه شما با شور و شوق زيادى در رابطه با حج و اعمال آن صحبت مىكنيد و وقتى صحبت مىكنيد، واقعاً خودتان هم متأثّر مىشويد، اوج عظمت حج را در كداميك از اعمال آن مىدانيد؟
آقاى هاشمى: تجربۀ شخصى من همانگونه كه قبلا اشاره كردم، اين بود كه در لحظۀ به تن كردن لباس احرام، حالت ويژهاى در من ايجاد شد كه كم و زياد مىشد. در كعبه، عرفات و منا هم مشابه اين حالات بروز مىكند. به خصوص در منا. در سالى كه ما رفتيم، بيتوته در آن مكان، خستگى زيادى را به همراه داشت و در اثر آن، روح انسان اوج مىگرفت. ولى اوج نهايى و قلّۀ آن منحنى فرضى، در كعبه است و اين تجربۀ فردى من است. بسا كه در ديگران به نحو ديگرى باشد.
: يكى از نظريههاى حضرت امام در امر حج، ايجاد وحدت اسلامى و رفع موانع تشنّجآفرين در اين زمينه بود. موفقيّت حضرت امام را در اين باره چگونه ارزيابى مىكنيد؟
آقاى هاشمى: قبل از پيروزى انقلاب كه به مكّه رفته بوديم، نگران اين مسأله بوديم كه در آنجا دعا و اعمالى راكه مخصوص شيعه است، به چه صورت انجام دهيم. نگرانىهايى در ما بود. گاهى اوقات با خودمان فكر مىكرديم كه در نماز جماعت اهل تسنّن شركت كنيم يا نه؟
خوشبختانه حضرت امام با اهرم فتوا، اين دغدغهها را از وجود ما زدودند و فرمودند:
آنجا كه مىرويد، منيّتهاى مذهبى را كنار بگذاريد و در نماز جماعت آنان شركت و مانند آنان رفتار كنيد تا موجب تفرقه نشويد.
پيش از آن، عمدۀ شيعيان كه به حج مىرفتند، به دليل همين تكلّفات و تقيّدات، چه