41متاعى كه در حج مىفروشند جز به زحمت تن و تصفيۀ روح به دست نمىآيد.
در هريك از اعمال و مناسك حج، اسرارى است كه مقصود آنها تربيت آدم است؛ از پوشيدن حولۀ احرام گرفته تا لبّيك گفتن، سپس دم فروبستن ولبّيك نگفتن به هنگام ديدن ديوارهاى مكّه، ورود به مسجدالحرام، ديدن كعبه و طواف خانۀ خدا، نماز پشت مقام ابراهيم، سعى در صفا و مروه و تقصير و در روزهاى بعد رفتن به مواقف ثلاث، حضور در عرفات و مشعر و منا و از احرام در آمدن و بازگشت بهسوى مكه و انجام اعمال مخصوص و. . . همه، جز آداب و برنامههايى براى تربيت و تصفيه روح بشر، چيز ديگرى نيست. و اينك پرداختى به بعضى از آداب، كه از ظاهرى با اهميتتر برخوردار است و تفسير حضرت امام خمينى قدس سره دربارۀ اسرارو ابعاد معنوى اعمال حج:
1 - حضور در ميقات
اوّلين منزلى كه حاجى بدان وارد مىشود و آغازين عمل اوست، حضور در ميقات است.
حاجى وقتى به ميقات وارد مىشود، هرآنچه از دنيا و بهرههاى آن بههمراه دارد؛ مانند لباسهاى فاخر، زينتهاى مرسوم و متداول، وابستگىها و علقههاى مادّى همه را از خود دور مىسازد و به لباس احرام مزيّن مىشود.
2 - جامۀ احرام
حاجى آنگاه كه لباس احرام به تن مىكند، مىتواند مراتب و درجات بالايى از حضور را درك كند؛ زيرا از دنيا بهجز به يك جامه، آن هم جامهاى كه آراسته و پيراسته نيست و ظاهرى ساده دارد، و چيز ديگرى همراهش نيست.
جامۀ سپيد احرام نشانۀ پاكى و صفا و علامت طهارت است.
عمل حاجى به قلب و جوارح اوست؛ بديهى است قلبى كه به طهارت و پاكى مىانديشد نمىتواند ظاهرى ناآراسته داشته باشد. او بايد جوارح خود را نيز پاك سازد؛ از همين رو به غسل و شستوشو قبل از به تن كردن جامۀ احرام سفارش شده است.
آنگاه كه لباس احرام به تن مىكند، طبق دستور اسلام حتى از بعضى از حلالها هم بايد بپرهيزد تا بندگى آموزد. از نگاه در آينه و زينت دربدن، حتّى از پوشاندن سر و روى پا و. . . ممنوع مىشود.
جامۀ احرام جامۀ بندگى و اطاعت است.