218فلسفههاى بزرگ حج - قضيه - بُعد سياسى اوست كه دستهاى جنايتكار از همۀ اطراف براى كوبيدن اين بعد در كار هستند و تبليغات دامنهدار آنها معالأسف در مسلمين هم تأثير كرده است كه مسلمين سفر حج را بسياريشان يك عبادت خشك، بدون توجه به مصالح مسلمين مىدانند.
حج از آن روزى كه تولد پيدا كرده است، اهميت بعد سياسىاش كمتر از بعد عبادىاش نيست، بعد سياسى علاوه بر سياستش، خودش عبادت است. 1پس به راستى، اگر اين كنگرۀ عظيم داراى چنين فلسفهاى نبود يا اصلاً فلسفهاى نداشت، ديگر لازم نبود كه مردم از هرگوشۀ دنيا و از هر فجّ عميق در آن اجتماع كنند كه همانگونه كه اين كنگرۀ سراپا سياست به دعوت ابراهيم و محمد برپا مىشود پس در ادامۀ بتشكنىهاى ابراهيم و محمد است و داراى فلسفهاى سياسى است. 2و بالأخره ما كه بر حج ابراهيمى و محمدى تأكيد نموده، براى احياى آن تلاش مىكنيم بايد بدانيم كه حج ابراهيمى و محمدى و حج علوى و حسينى، آن است كه در آن توجه به خدا و پناه بردن به حكومت و قدرت او با پشت كردن به قدرت طواغيت و جباران همراه باشد. 3پس حاجى بايد همانگونه كه براى رسيدن به توحيد ناب از زينت حيات دنيا گذشته و برائت جسته است، بايد از هر شرك و كفرى هم برائت جويد و آن را هم اعلام نمايد.
برائت در قرآن
برائت تعبيرى قرآنى است به مفهوم بيزارى و اجتناب از مشركين و دشمنان مسلمانان و قطع پيوند با آنها. در قرآن گذشته از نكوهش و مذمّت شرك و مشركان، بر ضرورت گسستن پيوند از مشركان و توصيۀ جدّى به مقابله با آنان در آيات مختلف 4تصريح شده و آياتى در برائت انبيا از مشركان و اعلام بيزارى آنها از شرك در سورههاى 5متعدد آمده است.
برائت در لغت
راغب در «مفردات» گويد:
اصل واژه «برء» و «براء» و «تبرّي» به معناى كنارهگيرى و بيزارى از هر چيزى است كه مجاورت با آن مورد كراهت باشد. لذا گفته مىشود «بَرئْتُ مِنْ المَرض» ؛ «از بيمارى بهبودى يافتم» و «بَرئْتُ مِنْ فُلان» ؛ «از دست فلانى