172نيست، دلالت بر اجزاء دارد؛ مانند رواياتى كه دلالت دارد نماز با آنان مانند نماز پشت سر رسول خدا صلى الله عليه و آله است. آيا كسى احتمال مىدهد نماز پشت سر رسول خدا مجزى از مأموربه اولى نباشد. . . ؟ !» 1ح - تقيه مداراتى در موضوعات
روشن شد كه عمل به تقيۀ مداراتى، موجب اجزاى عمل مىشود و قدر متيقّن از اين اجزا، در احكام، آنهم در «صلاة» است. به دنبال اين مطلب، اين پرسش مطرح خواهد شد كه:
آيا تقيۀمداراتى، افزون بر احكام، در موضوعاتى مانند وقوف در عرفه نيز جارى است يا نه؟ به نظر مىرسد كه ملاك و معيار در تقيۀ مداراتى، در برخى از موضوعات باشد بنابر اين تفاوتىميان شركت در نماز جماعت آنان، با شركت در وقوف در عرفه، كه در نظر آنها روز نهم و در نظر شيعه روز هشتم و يا دستكم مشكوك باشد، نخواهد بود. شاهد بر اين مطلب آن است كه در طول تاريخ پس از رسول خدا ائمه و ياران آنها با اهل سنت مراسم حج را انجام مىدادند و بهگونۀ قطع، برخى از سالها اختلاف در ميان آنها نسبت به روز نهم بوده است، با اين وصف از ائمه چيزى كه دلالت كند بر مخالفت، گزارش نشده است. حضرت امام قدس سره در اينباره مىنويسد:
«از جمله چيزهايى كه گواه است بر اينكه تقيۀ مداراتى در موضوعات، از جمله وقوف در عرفه و مشعر در غير زمان آن دو، مجزى است، آن است كه پس از رحلت رسولاللّٰه صلى الله عليه و آله ائمه عليهم السلام و پيروان آنها به رعايت تقيه مبتلا بودند و در مدت دويست سال با اين حجج كه از سوى خلفاى جور نصب شده بودند و تعيين زمان وقوف در اختيار آنها بود، مراسم حج را انجام مىدادند و بىگمان اختلاف در زمان وقوف بسيار اتفاق مىافتاد، با اين وصف چيزى از آنها مبنى بر جواز مخالفت و يا لزوم اعادۀ حج در سال هاى بعد و يا درك وقوف عرفه و مشعر بهگونۀ مخفى همانگونه كه برخى از شيعيان جاهل انجام مىدهند، گزارش نشده است و اگر يكى از اين امور از سوى ائمه اتفاق مىافتاد، به طور مسلّم گزارش مىشد، چون داعى فراوان است و اين بهترين دليل بر اجزاء عمل تقيهاى در موضوعات است.» 2بنابر اين سيرۀ مستمره ميان ائمه عليهم السلام و شيعيان، دليل بر اجزاء عمل تقيهاى در حج است.