173همين مضمون را آيةاللّٰه خويى رحمه الله نيز بيان كردهاند. 1دليل ديگر بر جارى بودن تقيۀ مداراتى در موضوعات، اطلاق ادلّه است؛ زيرا اطلاق ادله شامل احكام و موضوعات مىشود.
ممكن است اشكال شود كه اطلاق و عموم اخبار از موضوعات انصراف دارد. 2در پاسخ گفته مىشود: وجهى براى اين انصراف نيست؛ زيرا همانگونه كه احكام، مربوط به شارع و مصداق براى اطّلاعات و عمومات است، همچنين موضوعات شرعى مربوط به شارع مىشود؛ به ويژه اطلاق رواياتى مانند «ايّاكم أن تعملوا عملاً نعيّر به» ؛ 3«بپرهيزيد از كارهايى كه موجب سرزنش ما گردد.»
البته جاى اين بحث هست كه جريان تقيۀ مداراتى در موضوعات، درصورتى است كه شك داشته باشيم و يا با فرض علم به خلاف نيز جارى است. قدر متيقّن صورت اول است، برخى مانند حضرت آيةاللّٰه حكيم باور دوّم را پذيرفتهاند. آيةاللّٰه حكيم پس از آنكه در اجزاء تفصيل مىدهند، ميان فعل تقيهاى كه ناقص باشد و ميان ترك واجب مىفرمايد:
«بله، حج با وقوف در روز هشتم از باب اعتماد بر حكم حاكم اهل سنت، مصداق اتيان فعل ناقص تقيهاى است و همچنين است افطار پيش از غروب. . . و از اينجا مجزى بودن حج درصورتى كه با اهل سنت وقوف شود و اين وقوف در روز نهم نباشد، روشن مىشود و در اين مطلب فرقى ميان اينكه علم به مخالفت با واقع باشد و يا شك، وجود ندارد.» 4البته ايشان پس از اين، تفصيلى دارند ميان اينكه حج در همان سال استطاعت باشد و يا پس از آن، و جوابى از اين اشكال مىدهند. افزون بر تمام اينها، روايت ابىالجارود بر اين مطلب دلالت دارد. او مىگويد:
سألتُ أباجعفر عليه السلام انّا شكلنا في سنة في عام من تلك الأعوام فى الاضحىٰ فلمّا دخلت على أبيجعفر عليه السلام وكان بعض أصحابنا يُضحى فقال الفطر يوم يفطر النّاس والاضحى يوم يُضحى النّاس والصوم يوم يصوم النّاس» . 5
«در يكى از سالها نسبت به عيد قربان شك كرديم، چون به امام صادق عليه السلام برخورديم، برخى از ياران را ديديم كه عيد گرفتهاند. پس حضرت فرمود: عيد فطر روزى است كه