156ب - گاهى نيز در مفهوم خاص به كار مىرود و آن عبارت است از تقيه از اهل سنت. اين معنا، همان تقيۀ اصطلاحى است.
ج - همچنين گاهى تقيه از خدا است كه عبارت است از بجا آوردن واجبات وترك محرّمات. اين تقيه وجوب عقلى دارد نه حكم شرعى. 1شيخ انصارى رحمه الله تقيه را با توجه به احكام تكليفى، به پنج قسم تقسيم كرده است. او در اينباره مىنويسد:
تقيه به لحاظ حكم پنج قسم است:
1- واجب، و آن عبارت از تقيهاى است كه بهخاطر دفع ضرر صورت مىگيرد و مثالهاى آن فراوان است.
2- مستحب، و آن تقيهاى است كه تركش، به تدريج منتهى به ضرر مىشود؛ مانند ترك مدارا و دورى گزيدن از معاشرت با اهل سنت.
3- مباح، وآن موردى است كه دورى كردن از ضرر و يا نكردن آن مساوى باشد؛ مانند تقيه نسبت به اظهار كلمۀ كفرآميز.
4- مكروه، و آن تقيهاى است كه ترك آن و نيز تحمّل ضرر آن ناشى از اين ترك، بهتر باشد؛ مانند ترك كلمۀ كفرآميز از سوى اشخاصى كه رهبر و مقتداى مردماند.
5 - حرام، و آن تقيه در مورد دماء است. 2جمعبندى
بىگمان برخى از مطالب و مثالهايى كه در اين تقسيمات مىآيد، مورد اشكال است؛
به عنوان نمونه: سخن مرحوم شيخ انصارى در تقيۀ مكروه، كه گفت: مقصود از مكروه چيزى است كه ضد آن افضل است؛ زيرا پر واضح است ترك چيزى كه افضل است و بهتر، در همهجا مكروه نيست و نيز مثال تقيه مستحب به ترك مدارا؛ زيرا پس از اين خواهد آمد كه نفس جلب محبت اهل سنت مطلوب است، هرچند ضررى درپى نباشد، وليكن چون هدف از گزارش تقسيمات نقد و بررسى و بيان صحيح و باطل آنها نبوده، بلكه هدف آشنايى با اقسام تقيه و روشن شدن محل بحث؛ يعنى تقيۀ مداراتى است، از اين رو از نقد و بررسى اين تقسيمات خوددارى مىكنيم و تنها اشارهاى مىكنيم به اين مطلب كه تقسيم حضرت امام از