155حسب اين امور وذات آن، به اقسامى تقسيم مىشود:
الف - به لحاظ ذات تقيه تقسيم مىشود به «خوفى» ، «مداراتى» ، «كتمانى» و «اكراهى» .
تقيۀ خوفى نيز گاهى بهخاطر ورود ضرر به جان يا آبرو و يا مال متقى و وابستگان او است و گاهى بهخاطر احتمال وقوع ضرر بر افراد ديگر مؤمنان است و گاهى هم احتمال وقوع ضرر بر كيان اسلام است؛ مثلاً ترس از اختلاف و تفرقۀ مسلمانها، سبب تقيه مىشود.
تقيۀ مداراتى عبارت است از جلب دوستىِ مخالف، بهخاطر وحدت كلمه، بىآنكه ضررى از سوى او شخص را تهديد كند و تقيه كتمانى، تقيهاى است كه به خودى خود داراى ارزش است و در برابر افشاى سرّ قرار دارد. اما تقيۀ اكراهى كه بحث آن در مكاسب محرّمه، آمده، عبارت از تقيهاى است كه ضرورت و اضطرار سبب آن مىشود.
ب - تقيه به لحاظ فرد تقيهكننده، تقسيم مىشود به اينكه: تقيه كننده، گاهى فردى عادى است و گاهى از افراد سرشناس است؛ مانند پيامبر (اگر تقيه براى او روا باشد) و ائمه عليهم السلام و فقها و مانند آنها، حكم تقيه در هريك از اين دو مورد، تفاوت دارد.
ج - تقيه از جهت افرادى كه از آنها تقيه مىشود، چند قسم است: تقيّه از كفار، حكمرانان اهل سنت، فقها و قضات اهل سنت، مردم عادى از اهل سنت و سلاطين يا مردم عادى شيعه.
د - تقسيم تقيه به لحاظ فعلى كه تقيه در آن انجام مىگيرد، بدينصورت است:
«فعل حرام، ترك واجب، ترك شرط، ترك جزء، انجام فعلى كه مانع و يا قاطع است و يا عملى كه طرف مخالف، عقيده به حجّيت آن دارد.» 1افزون بر تقسيم حضرت امام تقسيمات ديگرى نيز براى تقيه كردهاند. اينك به نمونهاى از آنها اشاره مىشود:
حضرت آيةاللّٰه خويى رحمه الله تقيّه را با نگاهى ديگر به سه قسم تقسيم كرده است. ايشان پس از اينكه تقيه را بهمعناى تحفظ از ضرر و خوف دانسته، در تقسيم آن مىنويسد:
الف - تقيه گاهى در معناى عام؛ يعنى تحفظ از هر ضرر احتمالى، هرچند در امور تكوينى، استسعال مىشود؛ مانند اينكه گفته مىشود جهت جلوگيرى از درد، با خوردن دواى آن، دورى كن.