142مىشود؛ زيرا او كار را انجام مىدهد. پس او بايد نيت كند و نيت منوب عنه به تنهايى كافى نيست؛ زيرا كنندۀ كار بايد نيّت كند.» 1امام خمينى هم بر اين باور است كه نايب بايد نيت كند. 2گروهى ديگر معتقدند كه بايد منوب عنه نيت كند و نيت نايب كافى نيست.
مرحوم آيةاللّٰه خويى معتقد است حاجى بايد نيت را تا هنگام قربانى كردن ادامه دهد و نيت كردن ذابح شرط نيست. 3برخى ديگر گفتهاند اصيل؛ يعنى حاجى بايد نيت كند؛ زيرا ذابح بسان وسيله و ابزار است. 4گروه سوّمى نيز تفصيل دادهاند كه اگر نايب وسيله باشد و تنها عمل «فَرْى اوداج» را انجام مىدهد، نيّت برعهدۀ مكلّف است واگر نايب عهدهدار تضحيه و قربانى است خود بايد نيت كند.
البته اينان توضيح ندادهاند كه اين دو تصوير در مقام ثبوت امكان دارد يا در مقام اثبات و اگر به مقام اثبات هم برگردد، چگونه مىتوان آنها را از يكديگر تميز داد.
مرحوم آيةاللّٰه خويى اين مسأله را مبتنى بر مسألۀ وكالت و نيابت كرده است.
وى معتقد است اگر ذبح كننده وكيل باشد، نيت موكّل و مكلّف الزامى است و اگر ذبح كننده نايب باشد، نيّت او كفايت مىكند و در مسأله ذبح دليلى بر تشريع نيابت نيست. 5به نظر مىرسد اين سخن ادعايى بيش نيست؛ زيرا ذبح جزئى از عبادت و خود عملى عبادى است و چنانكه پيشتر گذشت، نيابت در امور عبادى، بدون تجويز شارع، اعتبارى ندارد. در اين صورت چگونه مىتوان واگذارى به غير را پذيرفت بدون دليل شرعى. پس اين استدلال نا تمام است وليكن مىتوان نظر گروه دوم را تأييد كرد كه نيت مكلّف شرط است و نيت ذابح كافى نيست؛ زيرا روايتهاى متعدد ظهور در اين امر دارد.
روايات ابوبصير با اين تعبير نقل شده:
«وكّلوا من يذبح عنهنّ» 6و نيز روايت ابىحمزه چنين بود كه «وليأمر من يذبح عنه» . 7اين سياق و تعبير نشاندهندۀ آن است كه ذابح بهعنوان ابزار و وسيله به كار گرفته مىشود و مكلّف خود بايد نيت كند. از سوى ديگر، عمل ذبح از كارهايى است كه بالاصاله به آمر و فرماندهنده منتسب مىشود. ولذا برخى از فقيهان گفتهاند: