207در صحراى عرفات به ارادۀ غسل، جامه از تن و سيصد اشرفى قزلباشى را از كمر وا كرده مىخواست كه حوالۀ آقا على نمايد. در اين اثنا عربى از دور پيدا شد برجست و كيسۀ اشرفى را از دست حاجى ربوده رو به كوهستان نهاد و كس به گردش نرسيد.
روز ديگر مهدى بيك شيرازى وضو مىساخت. عربى از پس پشت آمده، آفتابه را برداشت و در اندك فرصتى ناپديد شد.
مىگويند باعث تند رفتارى و چالاكى اينها نوشيدن شير شتر است كه رطوبات فضول بدن را دفع مىكند.
در همين بيابان ميرزا محمد يعقوب، فرزند حقايق آگاه صوفى على بلخى به آزار ذات الجنب درگذشت و او را در ميان ريگ به خاك سپردند. ميرزا يعقوب مدتى در دمشق ساكن و مورد احترام مردم آنجا بود.
وى با يار محمدخان والى بلخ رفيق بود و چون به سبب مراعات او اهل شام مرفّه الاحوال بودند، در سفر و حضر خدمت خان مذكور مىنمودند.
ورود به مدينۀ منوّره و مكۀ مكرمه
خلاصه اين كه از قصبۀ علا كوچ نموده، بعد از طى منازل مرقومة الصدر، خاك پاك مدينۀ منوره عوض كحل الجواهر به ديدۀ دل ارادت حاصل كشيده، از عتبه بوسى جناب اشرف الانبياء - صلوات اللّٰه و سلامه عليه و على آله و اصحابه و سلّم - و زيارات رؤساى دين مبين - رضوان اللّٰه تعالى عليهم اجمعين - سعادت اندوز گرديد. 1بعد از حصول شرف زيارت از آن بلدۀ طيبه حركت كرديم و در ششم ذى الحجّه به منزل مقصود رسيديم و به اداى مناسك حج مشغول گرديديم و پس از فراغ از اعمال و آداب مقرّر، به سعادت زيارت اماكن دور و نزديك رسيديم.
در اين ايام (سالهاى 1154 - 1155 ه. ق) صحن مسجدالحرام و زمين زادگاه حضرت خيرالانام صلى الله عليه و آله و مسجد جنّ كه جنّيان در آنجا به اسلام مشرف شده بودند، نسبت به سطح زمين بازار و صحن خانههاى مردم بسيار پايين و عميق است.
خصوصاً محلّ تولد حضرت خيرالبشر گود و نشيب است و ظاهراً در وقت تولد حضرت رسالت پناه صلى الله عليه و آله زمين مكه، هم سطح آن بوده، به مرور زمان به سبب تجديد بناى عمارات، مرتفع شده است؛ چنانكه در شهرهاى ديگر چنين مىشود.
زنان مكه سيبهاى سبز خام را به بهاى گران خريده به گردن مىآويزند و آن