193كه از ميان خيابان و روضۀ مقدسه مىگذرد، بيرون شهر صاف و در كمال عذوبت است و پس از جارى شدن در شهر، گِل آلود مىگردد چنان كه شاعرى در مقام مدح گفته:
چوننگردد تيرهدر صحنحريمشآب جو
نامۀ اعمال مردم شسته مىگردد در او
حركت از قزوين به همراهى حكيم باشى
از وقايع ايام اقامت در قزوين، رخصت يافتن نواب معتمدالملك سيد علوى خان حكيم باشى است. چون نادرشاه پيش از تصرف هندوستان به امراض مراق، استسقا، طغيان سودا و خفقان گرفتار بود، و شنيده بود كه «طبيبى از اطبّاى طريقۀ يونان همانند علوى خان در ايران و هندوستان نيست، بنابر آن، نواب علوى خان را از شاه جهان آباد (دهلى) به اعزاز و اكرام تمام، همراه برداشت و قول داد كه پس از آن كه شفا يابد، او را به حج بيتاللّٰه بفرستد.
بندۀ عاصى (خواجه عبدالكريم) هم به وساطت حكيم باشى ترك ملازمت نموده، به رفاقت ايشان متوجه حجاز گرديد.
16 ربيعالاول (1154 ق / 1741 م) از قزوين كوچ نموده پس از طى هفت منزل وارد همدان شديم. چون نادر شاه به حاكمان و كارداران سر راه در باب مراعات حكيم باشى فرمان نوشته بود، قطع مراحل به رفاه تمام گذشت.
همدان
نواحى بيرون همدان جاى تفريح و تماشاست؛ به ويژه پيرامون كوه الوند، كه چون كوهستان كشمير نيازى به تعريف ندارد.
ديگر اينكه آرامگاه بسيارى از فرزندان و نوادگان حضرت مير سيّد على همدانى در كنار شهر پيوسته به آبادى و «گنبد علويان» است.
سطح اندرون گنبد همچون مسجد هموار است و در زير آن ته خانۀ (زيرزمين) وسيعى ساختهاند كه مدفن ايشان و بسيارى از سادات است و مىگفتند كه قبر زيدبن حسن (رض) نيز در آنجا است. راه ته خانه را به گونهاى ساختهاند كه اگر سه چار تخته بنهند و مانند سراسر سطح خانه، آن را گچ و آهك فرش كنند، كسى به وجود آن ته خانه پى نخواهد برد.
خانههاى دودمان حضرت مير سيّد على همدانى پيرامون آن گنبد است.