191عراق عرب، شامات و حجاز مشاهده كرده و در واقع سفرنامۀ حج او است.
نگارش حاضر تحرير مجدد و خلاصهاى است از باب سوم «بيان واقع» و نكتههايى از ديگر ابواب كتاب - كه به همين موضوع مربوط است - و اين تحرير مجدّد تنها براى تقديم بيانى ساده و آسانتر صورت گرفته و هرگاه به عبارات و جملات روان، ساده و جالبى از متن كتاب خواجه عبدالكريم كشميرى برخوردهايم، براى استفادۀ بيشتر اصل آن را در داخل گيومه آوردهايم. گفتنى است كه طبق برخى از مطالب كتاب، ظاهراً تحرير بخشى از اصل اين كتاب، از شخصى به نام محمد بخشِ آشوب است (مثلاً ص 194) .
در آغاز اين گزارش تيّمناً «صفت مشهد مقدس» را از باب دوم (ص 97 تا 101) برگزيدهايم و سپس سفرنامۀ حج و زيارات را كه از ص 111 تا 158 به صورت مسلسل آمده است آوردهايم.
صفت مشهد مقدس
شهر پناه 1مشهد خالى از غرابتى نيست؛ زيرا ديوارهايش را خلاف ديگر قلعهها مارپيچ و مثلث ساختهاند. از اين رو اگر دشمن متوجه يك برج شود، نگهبانان برجهاى ديگر مىتوانند به آن برج كمك كنند.
مرقد منوّر و روضۀ مقدس حضرت امام الجنّ و الانس، امام على بن موسى الرضا - رضى اللّه تعالى عنه - در وسط شهر است و گنبد مبارك، نهايت عالى و ارفع و ازين ومزين و عمارات مساجد و ساير اماكن و كارخانجات در كمال وسعت و تكلف.
به هر دو جانب دروازههاى عظيم مرتب كرده و بازار سمت غربى را كه دولت خانه پادشاهى به آن سمت است، خيابان بالا (بالا خيابان) و راستۀ بازارى كه جانب مشرق است «خيابان پايين» (پايين خيابان) مىنامند. . . نهر آبى كه از ميان خيابان؛ يعنى بازار كلان (بازار بزرگ) جارى است، در وسط صحن روضۀ مقدسه مىگذرد.
بالاى مرقد منوّر آن سرور عالى قدر دين پرور، (سه ضريح گذاشتهاند) .
ضريح بزرگ از فولاد جوهردار است، ضريح دوم كه در اندرون آن است از طلاى بىغش و ضريح سوم را كه قبر مبارك در آن است، از صندل ساختهاند.
خواب ديدن مؤلف
زهى قرابت (كذا) خوابى كه به