190
سفرنامۀ كشميرى
(1154 - 1155 ه. ق.)
عبدالكريم پسر خواجه عاقبت محمود، پسر خواجه محمد بلاقى، پسر خواجه محمدرضا كشميرى همزمان با لشكركشى نادرشاه افشار به هندوستان، در شاه جهان آباد (دهلى) ساكن بود و از روزگارى دراز آرزوى حج بيتاللّٰه و زيارت مقابر اكابر دين در دل داشت. ميرزا على اكبر خراسانى داروغۀ دفترخانه كه در واقع كارهاى وزارت نيز بر عهدۀ او بود، عبدالكريم را به حضور نادرشاه رسانيد و شاه وعده داد كه او را به حج بفرستد و به قول خودش «به وعدۀ رخصت حج و زيارت در مسلك متصديان حضور متسلك گردانيد» .
خواجه عبدالكريم در بازگشت از دهلى تا قزوين در ركاب نادرشاه بود و در قزوين از حضور نادرشاه براى اداى سفر حج مرخص شد كه اين برگها چكيدهاى از گزارش سفر حج اوست.
در بازگشت از سفر حج، دوستانش - در هند - از او خواستند تا «اندكى از سوانح و سرگذشت اين سياحت سراسر عبادت را» بنگارد و عبدالكريم كتابى در چهار «باب» و يك «مقدمه» نگاشت و آن را «بيان واقع» 1ناميد.
دو باب اوّل كتاب، در احوال روزگار نادرشاه، باب چهارم در احوال محمّد شاه مغول و خاتمه در لطايف و غرايب است.
باب سوم (ص 125 - 158) گزارش رخدادهايى است كه نويسنده در اطراف