142خود مىپيچيد و مىگريست و آن مادر در جستجوى آب آسيمهسر به اينسو و آنسو مىدويد و آبى نمىيافت و جرقۀ عشق حق از كانون قلبش همچنان سرمىكشيد و در اين حال بود كه برق زمزم درخشيد و دِل پر التهابش را آرامش داد؛ آرامشى كه هنوز در فضاى كعبه و حجر اسماعيل به مشام جان مىرسد. آرى اينگونه بايد حجگزار به طواف آيد؛ ديده را زمزم كند و دل را مقام خليل سازد.
طواف كعبه عشق از كسى درست آيد
كه ديده زمزم او گشت و دل مقام خليل
چگونگى جوشش زمزم
چنانچه پيشتر گفتيم، تواتر روايات و تواريخ بر آن است كه جوشش زمزم هنگامى آغاز شد كه هاجر و اسماعيل غريب و تشنهكام در آن وادى سوزان در انتظار امداد غيبى بودند كه ناگاه با يك اتّفاق خارق عادت و به شيوهاى اعجاز گونه، برق زمزم درخشيدن گرفت و سرزمين مكّه با فوران آن رو به آبادانى رفت. امّا اينكه پيدايش زمزم با چه شيوه و چه عاملى رخ داد، اين مطلب مورد اختلاف است. برخى آن را به شهپر جبرئيل يا پاشنۀ پاى او يا سرانگشت او نسبت دادهاند كه به صورت انسانى در آمد و چنين مأموريتى را انجام داد و آب زمزم را جارى ساخت.
برخى ديگر آن را با اثر پاى اسماعيل به عنوان يك كرامت و اعجاز مرتبط دانسته و گفتهاند: اين هنگامى بود كه كودك از تشنگى و بىقرارى پاشنه پاهايش را بر زمين مىساييد كه ناگاه آب از زمين جوشيد.
روايات فريقين نيز در اين باب مختلف است؛ چنانكه مورّخان نيز در اين خصوص به گونههاى متفاوت سخن گفتهاند. گروه سوّمى از مورّخان نيز به شيوۀ احتياطآميز از جوشش آب و پيدايش زمزم به ارادۀ خداوند سخن گفتهاند و متعرض چگونگى آن نشدهاند.
مسعودى در كتاب اخبار الزمان اين رويه و شيوه را پيموده و مىنويسد:
«وامّا اسماعيل فقطعن الحرم ونبع له زمزم بأمر اللّٰه تعالى. .» . 1
روايات و ديدگاهها
روايات و اقوال مورّخان در مرحله نخست دو دسته است:
1 - آن دسته كه جوشش زمزم را به جبرئيل نسبت دادهاند.
2 - دستهاى كه آن را به اسماعيل