97
سبحاناللّه، مٰا أجْهَلهم بِٰايٰاتِ اللّه تعالى اللّهُ عَمّٰا يَقُول الظّالِمُونَ عُلُوّاً كبيراً 1.
و أيضاً امتناع ابليس و تمرد و مخالفت او از باب تكبّر بود، و لهذا استدلال به قياس نمود، والّا اگر سجدۀ آدم منافى توحيد بود، هر آينه ابليس به همان تمسّك مىنمود و مىگفت كه اين امر به سجده منافى توحيد و امر به شرك است.
ولكن چون امتثال امر الهى را حقيقت عبادت و سجده آدم را كه انقياد امر معبود است، عين توحيد ديد، لاجرم از اين ره سخنى نگفت، بلكه از طريق قياس جواب گفت كه: خَلَقْتَنى مِنْ نٰارٍ وَخَلَقْتَهُ مِنْ طين 2.
پس واضح شد كه خضوع لغيراللّه به امراللّه، عين خضوعلِلّه و توحيداللّه و عبادت او است؛ زيرا كه خضوع در نزد امر او، خضوع براى امر او و انقياد و تذلّلى است خالص براى فرمان او و غيرى در بين نيست و اگر باشد هم منظور نيست، مگر بر سبيل توصليّت و طريقيّت، والّا وضع جبهه بر زمين، سجدۀ بر زمين بود، نه سجده ربالعالمين. و اين تشابه و اشتباه از اينجاست و اين مغالطه از اين ره است پس سجده آدم به سبب امتثال امراللّه، عبادتاللّه است، كه براى آدم نيز اظهار جلالت آدم و براى ملائكه امتحان آنها بود. و همچنين رفع و تعظيم در آنچه امر به رفع و تعظيم آن شده، همانا امتثال آن امر و تعظيم مأموربه، خود تعظيم آمِر و هم تعظيم امر او است.
و نيز واضح شد كه مطلق دعا و ندا و طلب حوايج خلق با يكديگر، عبادت آنها نيست؛ و همچنين مطلق ذبح و نَحر لِغيراللّه عبادت نخواهد بود، والّا وهابيّين در دعا و ندا و طلب حوايج خود و استعانت به امثال خود و هم ذبح و نَحر آنها براى مهمانان و اضياف، خود اوّلالمشركين بودند.
پس دعا و ندا و طلب حوايج و استعانات و استشفاعات و توسلات از نبى و وصى و امام و حجت و ولىّ، به قصد تقرّب الىاللّه بعد از صريح آيات محكمۀ كتاباللّه بر ثبوت شفاعت و ابتغاء وسيلت، همانا بالضروره روى توجه به خدا و سؤال از خداى تعالى است به وجه ايشان و التماس دعا است از ايشان، و مسألت از پروردگار است به لسان پاكيزۀ آن انوار مقدسه و به شفاعت و وساطت، كه خود عينِ توحيد است؛ چنانچه در دعاهاى مأثور است: «اَللّٰهم اِن كانَت الذُّنوب قَدْ اَخْلَقَتْ وَجْهي فَإنّي أسْئلُكَ بِوَجهِ حَبِيبِكَ محمّدٍ» 3. و در دعاى مقدمۀ نافله شب است: «اَللّهم إنّى أتَوَجَّهُ إلَيْكَ بِنَبيِّكَ نَبِىِّ الرَّحْمَةِ محمّد صَلَّى اللّٰهُ عَلَيه وَآلِه