91بيوت ظاهريه و معنويه است. و آيه، اعلان الهى است به مقام شرافت و جلالت و نبالت آل محمد، و رفع و تعظيم اين بيوت. و بنابراين، جمله ظرفيه متعلق است به «نور» مذكور در صدر آيۀ «نور» ، به سبب مظهريت ايشان از نوراللّه، نه آنكه قيد مشبه، و نه خبر از «رجال» است.
و اما تفسير عامه به اينكه مراد، بودن مشكوة و قنديل نور است در مساجد، همانا واضح است فساد آن؛ زيرا كه با اينكه تفسير به رأى است، خالى است نيز از معناى محصّل و فائدۀ تفسيريه. و اهميتى نيست به ذكرِ بودن قنديل، در مسجد تا مستقل به ذكر گردد، بلكه خالى از ركاكتى نباشد كه لايق نيست صدور آن از پروردگار.
و در كافى از ابوحمزۀ ثمالى روايت شده، گفت: در محضر حضرت صادق عليه السلام بودم كه وارد شد قتاده، قاضى بصره، پس آن حضرت به او فرمود: اى قتاده، آيا تويى فقيه بصره؟ گفت:
بلى. فرمود: واى بر تو اى قتاده، خداى عزوجل خلق كرد خلقى را، پس آنها را قرار داد حجّتها بر خلق خود، پس آنهااند ميخها در زمين و برپادارندگان زميناند به امر پروردگار.
قال عليه السلام: «فَهُم أوْتادٌ في أرضه، قوّام بِأمره، نُجَبٰاء في علمه، اصْطَفٰاهُمْ قَبلَ خَلْقِه، أظلةً عن يمين عرشه» . ابوحمزه گويد: قتاده مدتى ساكت بود و در حيرت فرو رفته ماند، آنگاه سر برداشت و گفت: اَصْلَحَكَ اللّه، وَاللّه لقد جَلستُ بين يدي الفُقهاء وقدّام ابنالعباس فما اضطرب قلبي قدّامَ واحدٍ منهم ما اضطرب قُدّامك» . مىگويد: به خدا قسم بسيار نشستم در مجالس فقهاء و علماء، حتى در محضر ابنعباس، پس قلبم مضطرب نشد در هيچ مجلسى چنانچه در برابر تو مضطربم. آن حضرت فرمود: اى قتاده، آيا مىدانى كجا نشستهاى؟ «اَنتَ بينَ يَدَي بُيُوتٍ أذِنَ اللّه اَنْ تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فيها اسْمُه» ، فرمود: تو در برابر آن خانههايى كه خداى متعال امر فرموده است به رفع و تعظيم آنها. قتاده گفت راست گفتى يابن رسولاللّه، به خدا قسم نيست مراد از آن خانهها بيوت سنگ و گِل. 1و نيز در كافى در حديث ديگر است، فرمود: «التَمسوُا البُيُوتَ الّتي أذن اللهُ أن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُه، فَانَّ اللّه أخْبَرَكُم أنَّهُم رجال» ، 2يعنى، بجوييد آن خانههايى را كه امر فرموده است خداى تعالى به رفع و تعظيم آنها و اينكه ذكر شود در آن خانهها نام پروردگار، پس به تحقيق خداى تعالى خبر مىدهد شما را كه آن خانهها مردانند.