49در اين احاديث آنچه مانع به شمار آمده، آن است كه سنگها بر زمين قرار نگيرد، بلكه بر روى انسان، حيوان، محمل و يا محلّ جداى از مكان جمره قرار گيرد. بنابراين، اگر سنگها بر زمينى كه آن را جمره گويند واقع شود، تكليف امتثال شده است. و چنانكه در پايان بخش نخست بيان شد، هيچ دليل شرعى يا تاريخى بر لزوم وجود مَعْلَمْ و نشانه در دست نيست البته منعى هم در بودنش وجود ندارد و ليكن امتثال تكليف داير مدار برخورد به اين نشانهها نيست، نشانههايى كه امروزه نصب شده است.
براى روشن شدن بيشتر اين رأى، به شواهدى كه از لابلاى نصوص دينى و فتاواى فقها استخراج شده، اشاره مىكنيم:
1 - معناى عرفى و لغوى رمى، همانگونه كه بدان اشارت رفت، پرتاب با قصد است. در معناى آن اصابت به مَرمىٰ ملحوظ نيست، از اين رو صحيح است به نحو حقيقت گفته شود:
رَماهُ فَلمْ يُعصب.
بر اين پايه كسانى كه - مانند آية اللّه خويى رحمه الله - از معناى رمى «اصابت» را استخراج كردهاند، قابل دفاع نيست، بلى بر پايۀ روايات ذكر شده، وقوع و افتادن بر زمين شرط شده است اما دليل شرعى به فراتر از آن دلالت ندارد.
2 - جمره معناى شرعى ندارد و در هيچ نصى معنا نشده است تا به استناد آن بتوان تعيين مراد كرد، و معناى آن در كتب لغت چنين آمده است:
«كلّ شىء جمعته فقد جمرته و منه الجمرة و هي مجتمع الحصى بمنى فكلّ كومة من الحصى جمرة و جمرات منى ثلاث بين كلّ جمرتين نحو غلوة سهم» . 1
«هر چه را كه جمع كردى مىگويند جمر كردى و از همين ماده جمره مشتق است و معناى آن محل جمع شدن ريگها در منا است. از اين رو به هر توده از ريگها، جمره گويند. جمرات منا سه تا است و فاصله هر جمره با جمرۀ ديگر يك پنجم كيلومتر مىباشد.»
«والجمرة واحدة جمرات المناسك و هي ثلاث جمرات يرمين بالجمار و الجمرةالحصاة.»
«جمره مفرد جمراتِ مناسك حج است. جمرات حج سه تا است كه با سنگريزهها