29ستمگران، روشنترين مصاديق آنند) نمىباشد، پس چيست؟ آيا بدون چنين حكمت و سرّى، صرفاً پرتاب كردن سنگريزههايى به چند ستون سنگى، لغو و غيرعقلايى نيست؟ گرچه ما از حِكَم و اسرار همۀ اعمال و مناسك حج اطلاعى نداريم، اما هيچيك از آنها بدون حكمت و هدف نيست؛ هرچند ممكن است جنبۀ امتحان و آزمايش داشته باشد.
ب) در آيۀ شريفهاى كه «وجوب حج» تشريع شده، نيز مىتوان اين واقعيت را دريافت:
وَ للّٰهِِ عَلَى النّاسِ حِجُّ اْلبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ اِلَيهِ سَبِيلاً وَ مَنْ كَفَرَ فَاِنَّ اللّٰهَ غَنِيٌّ عَنِ اْلعٰالَمِين. 1
«و براى خدا حجّ آن خانه، بر عهدۀ مردم است، [ البته بر ] كسى كه بتواند به سوى آن راه يابد. و هركه كفر ورزد، يقيناً خداوند از جهانيان بىنياز است.»
در اين آيه كه ترك تكليف حجّ خانۀ خدا (چنانچه از روى انكار باشد) «كفر» دانسته شده، حكايت از آن دارد كه حج، تبلور توحيد است و تارك آن، به وادى كفر افتاده است؛ گرچه كفر آنان ضررى را متوجه خداوند كه غنىّ بالذات است، نمىكند. در روايات آمده است كه برخى از ترككنندگان حج، در قيامت، «يهودى و نصرانى» و برخى «اعمىٰ» محشور خواهند شد.
ج) آيات برائت از مشركان نيز كه بر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نازل شد، بايد در مركز توحيد و نفى هرگونه شرك و بتپرستى، به اطلاع مسلمانان رسانده مىشد. على عليه السلام به عنوان كسى كه «نَفْس رسول خدا» است 2و پس از امر جبرئيل (كه: «لا يؤدي عنك الّا أنت أو رجل منك» ) و انتخاب شدن بهوسيلۀ رسول خدا، فردى از خاندان رسول خداست، در «يوم الحج الاكبر» در سرزمين منا، برائت خدا و رسول او را به اطلاع مردم مىرساند. 3هرچند منشأ اعلان اين برائت، نقض عهد از سوى مشركان و ملحدان آن روزگار است، اما در عينحال، اختصاص به آن ندارد. در همين سوره مىفرمايد:
وَ اَذٰانٌ مِنَ اللّٰهِ وَ رَسُولِهِ اِلَى النّاسِ يَومَ اْلحَجِّ الأَكْبَرِ، أَنَّ اللّٰهَ بَرِىءٌ مِنَ اْلمُشْرِكِينَ وَ رَسُولُهُ. . . . 4
[ اين آيات ] اعلامى است از جانب خدا و پيامبرش به مردم در روز حج اكبر كه خدا و پيامبرش در برابر مشركان تعهدى ندارند و [ از آنان بيزارند ] .
حقيقت «اذان» ، اعلام است و نه ذكر، 5چنانچه در اذان نماز نيز چنين است.